كه به وسيله آن مىتوان هر حكمى را كه سرچشمه ضرر و زيانى در جامعه اسلامى گردد محدود ساخت ، و بسيارى از نيازها را از اين طريق بر طرف نمود .
گذشته از اين مساله « لزوم حفظ نظام جامعه » و « وجوب مقدمه واجب » و مساله « تقديم اهم بر مهم » نيز مىتواند در موارد بسيار گسترده اى حلال مشكلات گردد .
علاوه بر همه اينها اختياراتى كه به حكومت اسلامى از طريق « ولايت فقيه » واگذار شده به او امكانات وسيعى براى گشودن مشكلها در چارچوب اصول كلى اسلام مىدهد .
البته بيان هر يك از اين امور مخصوصا با توجه به مفتوح بودن باب اجتهاد ( اجتهاد به معنى استنباط احكام الهى از مدارك اسلامى ) نياز به بحث فراوانى دارد كه پرداختن به آن ما را از هدف دور مىسازد ، ولى با اينحال آنچه در اينجا به طور اشاره آورديم مىتواند پاسخگوى اشكال فوق باشد .
3 - چگونه انسانها از فيض ارتباط با عالم غيب محروم مىشوند ؟
سؤال ديگر اين است كه نزول وحى و ارتباط با عالم غيب و ما وراء طبيعت علاوه بر اينكه موهبت و افتخارى است براى جهان بشريت ، روزنه اميدى براى همه مؤمنان راستين محسوب مىشود .
آيا قطع شدن اين راه ارتباطى و بسته شدن اين روزنه اميد محروميت بزرگى براى انسانهايى كه بعد از رحلت پيامبر خاتم زندگى مىكنند محسوب نخواهد شد .
پاسخ اين سؤال نيز با توجه به نكته زير روشن مىشود و آن اينكه :
اولا : وحى و ارتباط با عالم غيب وسيله اى است براى درك حقايق هنگامى كه گفتنىها گفته شد و همه نيازمنديها تا دامنه قيامت در اصول كلى و تعليمات جامع پيامبر خاتم بيان گرديد قطع اين راه ارتباطى ديگر مشكلى ايجاد نمىكند .