حارث « نازل شده است .
او مرد تاجرى بود و به ايران سفر مىكرد ، و در ضمن ، داستانهاى ايرانيان را براى قريش بازگو مىنمود ، و مىگفت : اگر محمد براى شما سرگذشت عاد و ثمود را نقل مىكند ، من داستانهاى رستم و اسفنديار ، و اخبار كسرى و سلاطين عجم را باز مىگويم ! ، آنها دور او را گرفته ، استماع قرآن را ترك مىگفتند .
بعضى ديگر گفتهاند كه اين قسمت از آيات در باره مردى نازل شده كه كنيز خواننده اى را خريدارى كرده بود و شب و روز براى او خوانندگى مىكرد و او را از ياد خدا غافل مىساخت .
مرحوم « طبرسى » مفسر بزرگ ، بعد از ذكر اين شان نزول مىگويد :
حديثى كه از پيامبر ص در اين زمينه نقل شده شان نزول فوق را تاييد مىكند ، چرا كه آن حضرت ص فرمود :
لا يحل تعليم المغنيات و لا بيعهن ، و اثمانهن حرام و قد نزل تصديق ذلك فى كتاب اللَّه : « * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ) * . . . » .
« آموزش دادن كنيزان خواننده ، و خريد و فروش آنها حرام است و درآمدى كه از اين راه به دست مىآيد نيز حرام است ، گواه اين مطلب چيزى است كه خداوند در كتابش فرموده : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ) * . . . » .
تفسير : غنا يكى از دامهاى بزرگ شياطين !
در اين آيات ، سخن از گروهى است كه درست در مقابل گروه « محسنين » و « مؤمنين » قرار دارند كه در آيات گذشته مطرح بودند .
در اينجا سخن از جمعيتى است كه سرمايههاى خود را براى بيهودگى و گمراه ساختن مردم به كار مىگيرد ، و بدبختى دنيا و آخرت را براى خود مىخرد !