به راستى شرائط خاص و ضرورتى ايجاب تجرد كند ) .
به هر حال اين آرامش و سكونت هم از نظر جسمى است ، و هم از نظر روحى هم از جنبه فردى و هم اجتماعى .
بيماريهايى كه به خاطر ترك ازدواج براى جسم انسان پيش مىآيد قابل انكار نيست .
همچنين عدم تعادل روحى و ناآراميهاى روانى كه افراد مجرد با آن دست به گريبانند كم و بيش بر همه روشن است .
از نظر اجتماعى افراد مجرد كمتر احساس مسئوليت مىكنند و به همين جهت انتحار و خودكشى در ميان مجردان بيشتر ديده مىشود ، و جنايات هولناك نيز از آنها بيشتر سرمىزند .
هنگامى كه انسان از مرحله تجرد گام به مرحله زندگى خانوادگى مىگذارد شخصيت تازه اى در خود مىيابد ، و احساس مسئوليت بيشترى مىكند و اين است معنى احساس آرامش در سايه ازدواج .
و اما مساله « مودت » و « رحمت » در حقيقت « ملاط » و « چسب » مصالح ساختمانى جامعه انسانى است ، چرا كه جامعه از فرد فرد انسانها تشكيل شده همچون ساختمان عظيم و پرشكوهى كه از آجرها و قطعات سنگها تشكيل مىگردد .
اگر اين افراد پراكنده ، و آن اجزاء مختلف ، با هم ارتباط و پيوند پيدا نكنند « جامعه » يا « ساختمانى » به وجود نخواهد آمد .
آن كس كه انسان را براى زندگى اجتماعى آفريده اين پيوند و ربط ضرورى را نيز در جان او ايجاد كرده است .
فرق ميان « مودت » و « رحمت » ممكن است از جهات مختلفى باشد :
1 - « مودت » انگيزه ارتباط در آغاز كار است ، اما در پايان كه يكى از دو همسر ممكن است ضعيف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد « رحمت » جاى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 392
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٢