بنى اسرائيل به قارون گفتند : * ( وَابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّه الدَّارَ ) * الآخرة .
اسلام ثروتى را مىپسندد كه در آن « * ( أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّه إِلَيْكَ ) * » و نيكى به همگان باشد .
اسلام ثروتى را مدح مىكند كه در آن لا * ( تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ) * تحقق يابد بالآخره اسلام ثروتى را خواهان است كه مايه فساد در زمين و فراموش كردن ارزشهاى انسانى و گرفتار شدن در مسابقه جنونآميز « تكاثر » نگردد ، و انسان را به « خود برتربينى » و « تحقير ديگران » و حتى رويارويى با پيامبر خدا نكشاند .
وسيله اى باشد براى استفاده همگان ، براى پر كردن خلاهاى موجود اقتصادى ، براى مرهم نهادن بر زخمهاى جانكاه محرومان ، و براى رسيدن به نيازها و مشكلات مستضعفان .
علاقه به چنين ثروتى با چنين هدفهاى مقدسى علاقه به دنيا نيست ، علاقه به آخرت است ، چنان كه در حديثى مىخوانيم يكى از ياران امام صادق ع خدمتش آمد و شكايت كرد كه ما دنبال دنيا هستيم و به آن علاقمنديم ( از اين مىترسيم كه دنياپرست باشيم ) .
امام ( كه پاكى و تقواى آن مرد را مىدانست ) فرمود : با اين ثروت دنيا چه مىخواهى انجام دهى ؟ در پاسخ عرض كرد : هزينه خود و خانوادهام را تهيه كنم ، و به خويشاوندانم كمك نمايم ، در راه خدا انفاق كنم ، و حج و عمره بجا آورم امام فرمود : ليس هذا طلب الدنيا هذا طلب الآخرة : « اين ، دنياطلبى نيست اين طلب آخرت است » ( 1 ) .
و از اينجا فاسد بودن عقيده دو گروه : گروهى از مسلمان نماهاى بى خبر از تعليمات اسلام كه اسلام را حامى مستكبران معرفى مىكنند و گروهى از دشمنان مغرض كه مىخواهند چهره اسلام را دگرگون نشان داده و آن را ضد ثروت و طرفدار
هامش
( 1 ) « وسائل الشيعه » ج 12 ص 19 ( حديث 3 از باب 7 از ابواب مقدمات التجارة ) .