نامشروع داشته ! او نيز اين پيشنهاد را پذيرفت ، اين از يك سو . از سوى ديگر قارون به سراغ موسى آمد و گفت : خوب است بنى اسرائيل را جمع كنى و دستورات خداوند را بر آنها بخوانى ، موسى پذيرفت و آنها را جمع كرد .
گفتند : اى موسى ! دستورات پروردگار را بازگو ، گفت : خداوند به من دستور داده كه جز او را پرستش نكنيد ، صله رحم بجا آوريد و چنين و چنان كنيد ، و در مورد مرد زناكار دستور داده است اگر زناى محصنه باشد ، سنگسار شود ! آنها ( ثروتمندان توطئه گر بنى اسرائيل ) در اينجا گفتند : حتى اگر خود تو باشى ! ! گفت : آرى ، حتى اگر خود من باشم ! ! در اينجا وقاحت را به آخرين درجه رساندند و گفتند : ما مىدانيم كه تو خود مرتكب اين عمل شده اى ، و به سراغ فلان زن بدكاره رفته اى ، و فورا به دنبال آن زن بدكاره فرستادند و گفتند : تو چگونه گواهى مىدهى ؟
موسى ع رو به او كرد و گفت : به خدا سوگندت مىدهم حقيقت را فاش بگو ! زن بدكاره با شنيدن اين سخن تكان سختى خورد ، لرزيد و منقلب شد و گفت :
اكنون كه چنين مىگويى من حقيقت را فاش مىگويم ، اينها از من دعوت كردند و پاداش سنگينى قرار دادند كه تو را متهم كنم ، ولى گواهى مىدهم كه تو پاكى و رسول خدايى ! در روايت ديگرى آمده است كه آن زن گفت : واى بر من ، من هر كار خلافى را كردهام اما تهمت به پيامبر خدا نزدهام ، و سپس دو كيسه پولى را كه به او داده بودند نشان داد و گفتنيها را گفت .
موسى ع به سجده افتاد و گريست ، در اينجا بود كه فرمان مجازات قارون زشتسيرت توطئه گر صادر شد .
در همين روايت آمده است كه خدا فرمان « خسف » ( فرو رفتن در زمين )
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٦٧