تا راه را براى تسليم بى قيد و شرط آنها و ايمانشان به قدرت اللَّه هموار سازد ، و نياز به حضور در ميدان نبرد و خونريزى نباشد .
او مىخواست ايمان به اعماق وجود ملكه سبا و اطرافيانش راه يابد تا سايرين را نيز دعوت به تسليم و پذيرش ايمان كنند .
در اينجا دو نفر اعلام آمادگى كردند كه يكى از آنها عجيب و ديگرى عجيبتر بود .
نخست « عفريتى از جن رو به سوى سليمان كرد و گفت من تخت او را پيش از آنكه مجلس تو پايان گيرد و از جاى برخيزى نزد تو مىآورم » ( * ( قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِه قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ ) * ) ( 1 ) .
من اين كار را با زحمت انجام نمىدهم و در اين امانت گرانقيمت نيز خيانتى نمىكنم ، چرا كه « من نسبت به آن توانا و امينم » ! ( * ( وَإِنِّي عَلَيْه لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ) * ) .
« عفريت » به معنى فرد گردنكش و خبيث است ، و جمله « * ( إِنِّي عَلَيْه لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ) * » كه از جهات مختلفى توام با تاكيد است ( ان - جمله اسميه - لام ) نيز نشان مىدهد كه بيم خيانت در اين عفريت مىرفته ، لذا در مقام دفاع از خود برآمده و قول امانت و وفادارى داده است .
به هر حال سرگذشت سليمان مملو است از شگفتيها و خارق عادات ، و جاى تعجب نيست كه عفريتى اينچنين بتواند در يك مدت كوتاه يعنى يك يا چند ساعت كه سليمان در مجلس خويش براى داورى ميان مردم ، يا رسيدگى به امور مملكت ، يا نصيحت و ارشاد ، نشسته است چنين امر مهمى را انجام دهد .
هامش
( 1 ) كلمه « آتى » ممكن است « اسم فاعل » باشد و ممكن است « فعل مضارع » از ماده « اتى » ولى احتمال اول مناسبتر به نظر مىرسد ( دقت كنيد ) .