كفر ) به يكديگر كمك مىكنند « ( * ( وَكانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّه ظَهِيراً ) * ) .
آنها در مسير انحرافيشان تنها نيستند ، و بطور قاطعى يكديگر را تقويت مىنمايند ، نيروهايى را كه مىبايست در مسير « اللَّه » بسيج كنند ، بر ضد آئين خدا و پيامبرش و مؤمنان راستين بسيج مىنمايند .
و اگر مىبينيم بعضى از مفسران ، « كافر » را در اينجا منحصرا به « ابو جهل » تفسير كردهاند از باب ذكر مصداق واضح است ، و گرنه كافر در همه جا معنى وسيعى دارد كه همه كفار را شامل مىشود .
نكتهها :
1 - وحدت رهبرى
در نخستين آيه مورد بحث اين سخن پروردگار را خوانديم كه « اگر مىخواستيم در هر شهر و ديارى ، پيامبرى انذار كننده مبعوث مىكرديم ولى چنين نكرديم .
اين مسلما به خاطر آنست كه پيامبران رهبران امتها هستند و مىدانيم تفرقه در مساله رهبرى موجب تضعيف هر امت و ملت است ، مخصوصا در آنجا كه سخن از خاتميت در ميان است و بايد رهبرى تا پايان جهان تداوم يابد اهميت تمركز و وحدت آشكارتر مىشود .
رهبر واحد مىتواند تمام نيروها را متحد سازد ، و به آنها انسجام و وحدت برنامه دهد ، و در حقيقت مساله وحدت رهبرى ، انعكاسى است از حقيقت توحيد در اجتماع انسانى كه نقطه مقابل آن يك نوع شرك و تفرقه و نفاق است .
و اگر در آيه 24 سوره فاطر مىخوانيم وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ :
« هر امتى پيامبرى انذار كننده داشته » هيچ گونه منافاتى با بحث فوق ندارد ، زيرا سخن از امت است ، نه از اهل هر شهر و هر ديار .
از مقام پيامبران كه بگذريم در ردههاى پائينتر رهبرى نيز همين اصل