به تفسير نمونه جلد 2 صفحه 437 مراجعه فرمائيد ) .
قابل توجه اينكه حديث معروفى در اينجا داريم كه در كتب شيعه و اهل تسنن نقل شده است ، طبق اين حديث آيه فوق درباره پيامبر ص و على ع نازل شده ، چرا پيامبر ص دخترش فاطمه ع را به همسرى على ع در آورد و به اين ترتيب على ع هم پسر عموى پيامبر ص و هم همسر دخترش بود ، و اين است معنى « نسبا و صهرا » ( 1 ) .
اما همانگونه كه بارها گفتهايم اين گونه روايات بيان مصداقهاى روشن است و مانع از عموميت مفهوم آيه نيست ، آيه هر گونه پيوندى را كه از طريق نسب و دامادى به وجود مىآيد شامل مىشود كه يكى از مصداقهاى روشنش پيوند على ع با پيامبر ص از دو جهت بود .
در پايان آيه به عنوان تاكيد بر مسائل گذشته مىفرمايد : « پروردگار تو همواره قادر بوده و هست » ( * ( وَكانَ رَبُّكَ قَدِيراً ) * ) .
سرانجام در آخرين آيه مورد بحث ، انحراف مشركان را از اصل توحيد ، از طريق مقايسه قدرت بتها با قدرت پروردگار كه نمونههاى آن در آيات قبل گذشت روشن مىسازد ، مىگويد : « آنها معبودهايى جز خدا مىپرستند كه نه سودى به آنها مىرساند و نه زيانى » ( * ( وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ما لا يَنْفَعُهُمْ وَلا يَضُرُّهُمْ ) * ) .
مسلم است تنها وجود سود و زيان نمىتواند معيار پرستش باشد ، ولى قرآن با اين تعبير بيانگر اين نكته است كه آنها هيچ بهانه اى براى اين پرستش ندارند چرا كه بتها موجوداتى هستند كاملا بى خاصيت و فاقد هر گونه ارزش و تاثير مثبت يا منفى .
و در پايان آيه اضافه مىكند : « كافران در برابر پروردگارشان ( در طريق
هامش
( 1 ) مجمع البيان و تفسير روح المعانى ذيل آيه .