بعضى نيز معتقدند كه ذا الكفل لقب « الياس » است ، همانگونه كه « اسرائيل » لقب « يعقوب » ، و « مسيح » لقب « عيسى » ، و « ذا النون » لقب « يونس » مىباشد ( 1 ) .
[ سوره الأنبياء ‹ 21 › : آيات 87 تا 88 ]
وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْه فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِله إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ ‹ 87 › فَاسْتَجَبْنا لَه وَنَجَّيْناه مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ ‹ 88 ›
ترجمه :
87 - و ذا النون ( يونس ) را ( به ياد آور ) ، در آن هنگام كه خشمگين ( از ميان قوم خود ) رفت ، و چنين مىپنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت ، ( اما موقعى كه در كام نهنگ فرو رفت ) در آن ظلمتها ( ى متراكم ) فرياد زد خداوندا ! جز تو معبودى نيست ، منزهى تو ، من از ستمكاران بودم .
88 - ما دعاى او را به اجابت رسانديم ، و از آن اندوه نجاتش بخشيديم ، و همين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم .
تفسير : نجات يونس از آن زندان وحشتناك
اين دو آيه نيز گوشه اى از سرگذشت پيامبر بزرگ « يونس » را بيان مىكند ، نخست مىگويد : « ذا النون » را به ياد آر هنگامى كه بر قوم بتپرست
هامش
( 1 ) « تفسير فخر رازى » ذيل آيه مورد بحث ، و در تاريخ كامل نيز مىخوانيم :
ذا الكفل يكى از فرزندان ايوب بود و نام اصليش « بشر » بوده است و در سرزمين شام مىزيست ( كامل ابن اثير ج 1 ص 136 ) .