جمله « * ( كُنَّا بِه عالِمِينَ ) * » اشاره به شايستگيهاى ابراهيم براى كسب اين مواهب است ، در حقيقت خدا هيچ موهبتى را به كسى بدون دليل نمىدهد ، اين شايستگيهاست كه آمادگى براى پذيرش مواهب الهى است ، هر چند مقام نبوت يك مقام موهبتى است .
سپس به يكى از مهمترين برنامههاى ابراهيم ع اشاره كرده ، مىگويد :
اين رشد و رشادت ابراهيم آن گاه ظاهر شد كه به پدرش ( اشاره به عمويش « آزر » است ، زيرا عرب گاه به عمو « اب » مىگويد ) و قوم او گفت : اين تمثالهايى را كه شما دل به آن بستهايد ، و شب و روز گرد آن مىچرخيد و دست از آن بر نمىداريد چيست « ؟ ( * ( إِذْ قالَ لأَبِيه وَقَوْمِه ما هذِه التَّماثِيلُ الَّتِي أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ ) * ) .
« ابراهيم » با اين تعبير بتهايى را كه در نظر آنها فوق العاده عظمت داشت شديدا تحقير كرد . اولا : با تعبير « ما هذه » ( اينها چيست ؟ ) ( 1 ) ثانيا :
با تعبير به « تماثيل » زيرا « تماثيل » جمع « تمثال » به معنى عكس يا مجسمه بىروح است ( تاريخچه بتپرستى مىگويد : اين مجسمهها و عكسها در آغاز جنبه يادبود پيامبران و علماء داشته ، ولى تدريجا صورت قداست به خود گرفته و معبود واقع شده است ) .
جمله « * ( أَنْتُمْ لَها عاكِفُونَ ) * » با توجه به معنى « عكوف » كه به معنى ملازمت توأم با احترام است نشان مىدهد كه آنها آن چنان دلبستگى به اين بتها پيدا كرده بودند و سر بر آستانشان مىسائيدند و بر گردشان مىچرخيدند كه گويى همواره ملازم آنها بودند .
هامش
( 1 ) تعبير « ما » در اين گونه موارد معمولا اشاره به غير عاقل است و اسم اشاره به نزديك نيز در اين گونه موارد و خود نوعى تحقير را مىرساند و گرنه مناسب ، اشاره به دور بود .