سپس قانون كلى مرگ را در باره همه نفوس ، بدون استثناء چنين بازگو مىكند : « هر انسانى طعم مرگ را مىچشد » ( * ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ) * ) .
لازم به يادآورى است كه واژه « نفس » در قرآن مجيد در معانى مختلفى به كار رفته ، نخستين معنى نفس « ذات » يا خويشتن خويش است ، اين معنى وسيعى است كه حتى بر ذات پاك خداوند اطلاق مىشود ، چنان كه مىخوانيم « كَتَبَ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » « خداوند رحمت را بر خويش لازم كرده است ( انعام آيه 12 ) .
سپس اين كلمه در انسان يعنى مجموعه جسم و روح او به كار رفته است مانند : مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً :
« كسى كه انسانى را بدون اينكه قتلى انجام دهد يا فساد در زمين كرده باشد بكشد گويى همه انسانها را كشته است » ( مائده آيه 32 ) .
و گاهى در خصوص روح انسان استعمال شده مانند « أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ » :
« فرشتگان قبض ارواح مىگويند : روح خود را خارج كنيد » ( انعام آيه 93 ) .
پيدا است كه منظور از « نفس » در آيات مورد بحث همان معنى دوم است بنا بر اين منظور بيان قانون كلى مرگ در باره انسانها است ، و به اين ترتيب جاى ايرادى در آيه باقى نمىماند كه تعبير به نفس شامل خداوند يا فرشتگان هم مىشود چگونه بايد آيه را تخصيص زد و اينها را خارج كرد ( 1 ) .
بعد از ذكر قانون عمومى مرگ اين سؤال مطرح مىشود كه هدف از اين حيات ناپايدار چيست و چه فايده اى دارد ؟
قرآن در دنباله همين سخن مىگويد : « ما شما را با بديها و نيكيها امتحان مىكنيم ، و سرانجام به سوى ما باز مىگرديد » ( * ( وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) * ) .
جايگاه اصلى شما اين جهان نيست بلكه جاى ديگر است شما تنها
هامش
( 1 ) الميزان جلد 14 صفحه 312 .