نابينا ! ، و به نقل مرحوم طبرسى از بعضى از مفسران انهم اعمى عن جهات الخير لا يهتدى لشىء منها : « آنها در برابر آنچه خير و سعادت و نعمت است نابينا هستند و آنچه عذاب و شر و مايه حسرت و بدبختى است بينا مىباشند » چرا كه نظام آن جهان با نظام اين جهان متفاوت است .
اين احتمال نيز وجود دارد كه آنها در پاره اى از منازل و مواقف نابينا هستند و در پاره اى بينا مىشوند .
ضمنا منظور از فراموش شدن مجرمان در جهان ديگر اين نيست كه خداوند آنها را فراموش مىكند بلكه روشن است كه منظور معامله فراموشى با آنها كردن است ، همانگونه كه در تعبيرات روزمره خود داريم كه اگر كسى به ديگرى بىاعتنايى كرد مىگويد : چرا ما را فراموش كردى ؟
3 - اسراف در گناه
جالب اينكه در آيات فوق اين مجازاتهاى دردناك براى افرادى ذكر شده كه اسراف مىكنند و ايمان به آيات خدا نمىآورند .
تعبير به « اسراف » در اينجا ممكن است اشاره به اين باشد كه آنها نعمتهاى خداداد مانند چشم و گوش و عقل را در مسيرهاى غلط به كار انداختند و اسراف چيزى جز اين نيست كه انسان نعمت را بيهوده بر باد دهد .
و يا اشاره به اين است كه گنهكاران دو دستهاند ، گروهى گناهان محدودى دارند و ترسى از خدا در دل ، يعنى رابطه خود را به كلى با پروردگار نبريدهاند اگر فرضا ظلم و ستمى مىكند بر يتيم و بينوا روا نمىدارد و در عين حال خود را مقصر مىشمرد و در پيشگاه خدا روسياه مىداند بدون شك چنين فردى گنهكار است و مستحق مجازات اما با كسى كه بىحساب گناه مىكند و هيچ قيد و شرطى براى گناه قائل نيست و گاهى به انجام گناه افتخار مىكند و يا گناه را كوچك