بلافاصله پاسخ مىشنود : « اين به خاطر آنست كه آيات ما به سراغ تو آمد همه را بدست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشيدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد » ( * ( قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى ) * ) .
و چشمت از ديدن نعمتهاى پروردگار و مقام قرب او نابينا مىگردد .
سرانجام به صورت يك جمعبندى و نتيجه گيرى در آخرين آيه مورد بحث مىفرمايد : « اين گونه كسانى را كه راه اسراف را پيش گرفتند و ايمان به آيات پروردگارشان نياوردند جزا مىدهيم » ( * ( وَكَذلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِآياتِ رَبِّه ) * ) .
« و عذاب آخرت از اين هم شديدتر و پايدارتر است » ( * ( وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقى ) * ) .
نكتهها :
1 - غفلت از ياد حق و پىآمدهاى آن -
گاه مىشود درهاى زندگى به روى انسان به كلى بسته مىشود ، و دست به هر كارى مىزند با درهاى بسته رو به رو مىگردد ، و گاهى به عكس به هر جا روى مىآورد خود را در برابر درهاى گشوده مىبيند ، مقدمات هر كار فراهم است و بنبست و گرهى در برابر او نيست ، از اين حال تعبير به وسعت زندگى و از اولى به ضيق يا تنگى معيشت تعبير مىشود ، منظور از « معيشت ضنك » كه در آيات بالا آمد نيز همين است ( 1 ) .
گاهى تنگى معيشت به خاطر اين نيست كه درآمد كمى دارد ، اى بسا پول
هامش
( 1 ) « ضنك » به معنى سختى و تنگى است ، اين كلمه هميشه به صورت مفرد به كار مىرود و تثنيه و جمع و مؤنث ندارد .