از آن برمىخاست ، و اما مساله سوزاندن ممكن است به يكى از دو علت باشد ، يكى اينكه اين مجسمه تنها از طلا نبوده بلكه احتمالا چوب هم در آن به كار رفته و طلا پوششى براى آن بوده است .
ديگر اينكه به فرض كه تمام آن هم از طلا بوده ، سوزاندن آن براى تحقير و توهين و از ميان بردن شكل و ظاهر آن بوده ، همانگونه كه اين عمل در مورد مجسمههاى فلزى پادشاهان جبار عصر ما تكرار شد ! بنا بر اين بعد از سوزاندن ، آن را با وسائلى خرد كرده ، سپس ذراتش را به دريا ريختند .
سؤال ديگر اينكه : آيا ريختن اينهمه طلا به دريا مجاز بوده ؟ و اسراف محسوب نمىشده ؟
پاسخ اينكه : گاهى براى يك هدف عالى و مهمتر مانند كوبيدن فكر بت - پرستى لازم مىشود كه با بتى اين چنين معامله شود مبادا ماده فساد در ميان مردم بماند ، و باز هم براى بعضى وسوسه انگيز باشد .
بعبارت روشنتر اگر موسى ع طلاهايى كه در ساختن گوساله به كار رفته بود ، باقى مىگذارد ، و يا فى المثل در ميان مردم تقسيم مىكرد ، باز ممكن بود روزى افراد جاهل و نادان به نظر قداست به آن نگاه كنند و خاطره گوساله پرستى از نو در آنها زنده شود ، در اينجا مىبايست اين ماده گرانقيمت را فداى حفظ اعتقاد مردم نمود و راهى جز اين نبود ، و به اين ترتيب موسى با روش فوق العاده قاطعى كه هم نسبت به سامرى و هم نسبت به گوساله اش در پيش گرفت توانست غائله گوساله پرستى را برچيند و آثار روانى آن را از مغزها جاروب كند ، بعدا نيز خواهيم ديد كه با برخورد قاطعى كه با گوساله پرستان داشت چنان در مغزهاى بنى اسرائيل نفوذ كرد كه هرگز در آينده به دنبال چنين خطوط انحرافى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٨٩