تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
انت منى بمنزلة هارون من موسى ( تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى ) براى ولايت على ع استدلال كرده‌اند ، در حالى كه هارون در برابر انبوه عظيم بتپرستان هرگز به خود اجازه تقيه نداد و با صراحت مردم را به پيروى خود و ترك متابعت ديگران دعوت نمود . اگر براستى امت محمد ص بعد از رحلت او راه خطا پيمودند بر على ع واجب بود كه همان برنامه هارون را عملى كند ، بر فراز منبر برود و بدون هيچگونه ترس و تقيه * ( فَاتَّبِعُونِي وَأَطِيعُوا أَمْرِي ) * بگويد ، چون چنين كارى را نكرد ما مىفهميم كه راه و رسم امت در آن زمان حق و صواب بوده است . ولى گويا فخر رازى از دو نكته اساسى در اين زمينه غفلت كرده است . 1 - اينكه مىگويد على ع چيزى در زمينه خلافت بلافصلى خود اظهار نداشت اشتباه است ، زيرا ما مدارك فراوانى در دست داريم كه امام در موارد مختلف اين موضوع را بيان فرمود ، گاهى صريح و عريان و گاه در پرده ، در كتاب نهج البلاغه فرازهاى مختلفى به چشم مىخورد مانند خطبه شقشقيه ( خطبه سوم و خطبه 87 و خطبه 97 و خطبه 94 و خطبه 154 و خطبه 147 كه همگى در اين زمينه سخن مىگويد . در جلد پنجم تفسير نمونه ذيل آيه 67 سوره مائده پس از بيان داستان غدير ، روايات متعددى نقل كرده‌ايم كه خود على ع كرارا به حديث غدير براى اثبات موقعيت و خلافت بلافصل خويش استناد كرده است ( براى توضيح بيشتر به جلد پنجم صفحه 19 به بعد مراجعه فرمائيد ) . بعد از وفات پيامبر ص شرائط خاصى بود ، منافقانى كه در انتظار وفات پيامبر ص روزشمارى مىكردند خود را براى ضربه نهايى بر اسلام نوپا آماده ساخته بودند ، و لذا مىبينيم اصحاب الرده ( گروه ضد انقلاب