مانند : يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها : « در قيامت زمين خبرهاى خود را بازگو مىكند چرا كه پروردگارت به او وحى كرده است » ( زلزال - 5 ) .
و گاه به معنى الهام مىآيد ، الهامى كه به قلب افراد با ايمان مىفرستد هر چند پيامبر و امام نباشد ، مانند : إِذْ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّكَ ما يُوحى : « ما به مادر تو اى موسى آنچه بايد وحى كنيم كرديم » ( طه - 38 ) .
اما يكى از مهمترين موارد استعمال آن در قرآن مجيد پيامهاى الهى است كه مخصوص پيامبران است ، مانند إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِه : « ما به تو وحى فرستاديم همانگونه كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى فرستاديم » ( نساء - 163 ) .
بنا بر اين كلمه وحى ، مفهوم وسيع و جامعى دارد كه همه اين موارد را شامل مىشود و به اين ترتيب تعجب نخواهيم كرد اگر در آيات فوق ، كلمه وحى در مورد مادر موسى به كار رفته است .
4 - پاسخ به يك سؤال [ چرا موسى با آن همه وعدههاى الهى دچار ترديد و دلهره شد ]
ممكن است براى بعضى با مطالعه آيات فوق ، اين سؤال پيدا شود كه چرا موسى ع با آن وعدههاى الهى باز هم دچار نگرانى و ترديد و دلهره مىشود ؟
تا آنجا كه خداوند به او صريحا مىگويد ، برويد من همه جا با شما هستم ، همه سخنان را مىشنوم ، و همه چيز را مىبينم ، و هيچ جاى نگرانى نيست .
پاسخ اين سؤال از اينجا روشن مىشود كه اين ماموريت براستى ماموريت بسيار سنگينى بود ، موسى كه ظاهرا يك چوپان است ، مىخواهد تنها با برادرش به جنگ مرد قلدر و زورمند و سركشى برود كه بزرگترين قدرتهاى آن زمان در اختيار او بوده است ، و تازه ماموريت دارد اولين دعوت را از خود فرعون