كه همين جنايت در شكل ديگرى در عصر ما و حتى به اصطلاح در مترقىترين جوامع انجام گيرد ، و آن اقدام به سقط جنين در مقياس بسيار وسيع به خاطر جلوگيرى از افزايش جمعيت و كمبودهاى اقتصادى است ( براى توضيح بيشتر به تفسير آيه 151 سوره انعام جلد 6 تفسير نمونه صفحه 33 مراجعه فرمائيد ) .
تعبير به « * ( خَشْيَةَ إِمْلاقٍ ) * » نيز اشاره لطيفى به نفى اين پندار شيطانى است ، در واقع مىگويد اين تنها يك ترس است كه شما را به اين خيانت بزرگ تشويق مىكند ، نه يك واقعيت .
ضمنا بايد توجه داشت كه جمله « * ( كانَ خِطْأً كَبِيراً ) * » با توجه به اينكه « كان » فعل ماضى است اشاره و تاكيد بر اين موضوع است كه قتل فرزندان گناهى است بزرگ كه از قديم در ميان انسانها شناخته شده ، و زشتى آن در اعماق فطرت جاى دارد ، لذا مخصوص به عصر و زمانى نيست .
[ 2 - زنا ]
گناه بزرگ ديگرى كه آيه بعد به آن اشاره مىكند مساله زنا و عمل منافى عفت است مىگويد : « نزديك زنا نشويد چرا كه عمل بسيار زشتى است و راه و روش بدى است » ( * ( وَلا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّه كانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِيلًا ) * ) .
در اين بيان كوتاه به سه نكته اشاره شده .
الف - نمىگويد زنا نكنيد ، بلكه مىگويد به اين عمل شرمآور نزديك نشويد ، اين تعبير علاوه بر تاكيدى كه در عمق آن نسبت به خود اين عمل نهفته شده ، اشاره لطيفى به اين است كه آلودگى به زنا غالبا مقدماتى دارد كه انسان را تدريجا به آن نزديك مىكند ، چشمچرانى يكى از مقدمات آن است ، برهنگى و بى حجابى مقدمه ديگر ، كتابهاى بدآموز و « فيلمهاى آلوده » و « نشريات فاسد » و « كانونهاى فساد » هر يك مقدمه اى براى اين كار محسوب مىشود .
همچنين خلوت با اجنبيه ( يعنى بودن مرد و زن نامحرم در يك مكان خالى و تنها ) عامل وسوسه انگيز ديگرى است .