راه مىدهيم ، و گرنه حتى خود شيطان مىداند كه بر مخلصان - آنها كه خويشتن را در پرتو تربيت خالص كردهاند و زنگار شرك را از روح و جان زدودهاند - راه ندارد .
به تعبير رساتر - همان تعبيرى كه از آيات فوق استفاده مىشود - رابطه شيطان و گمراهان ، رابطه « پيشوا » و « پيرو » است ، نه رابطه « اجبار كننده » « و اجبار شونده » .
3 - درهاى جهنم !
در آيات فوق خوانديم ، جهنم هفت در دارد ( بعيد نيست عدد هفت در اينجا عدد تكثير باشد ، يعنى درهاى بسيار و فراوان دارد ، همانگونه كه در آيه 27 سوره لقمان نيز عدد هفت به همين معنى آمده است ) .
ولى واضح است اين تعدد درها ( مانند تعدد درهاى بهشت ) نه به خاطر كثرت واردان است به طورى كه از يك در كوچك نتوانند وارد شوند ، و نه جنبه تشريفاتى دارد ، بلكه در حقيقت اشاره به عوامل گوناگونى است كه انسان را به جهنم مىكشاند ، هر نوع از گناهان درى محسوب مىشود .
در خطبه جهاد در نهج البلاغه مىخوانيم
ان الجهاد باب من ابواب الجنة فتحه اللَّه لخاصة اوليائه :
« جهاد درى از درهاى بهشت است كه آن را به روى بندگان خاصش گشوده است » ( 1 ) .
و در حديث معروف مىخوانيم
ان السيوف مقاليد الجنة :
« شمشيرها كليدهاى بهشتند » اين گونه تعبيرات به خوبى منظور از درهاى متعدد بهشت و دوزخ را روشن مىسازد .
قابل توجه اينكه در حديث امام باقر ع مىخوانيم « بهشت ، هشت در
هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبه 27 .