خلاصه اينكه وسوسههاى شيطان گرچه مؤثر است ولى تصميم نهايى با شيطان نيست ، با خود انسانها هست ، چرا كه انسان مىتواند در برابر وسوسههاى او بايستد و دست رد بر سينه او بگذارد .
در واقع خداوند مىخواهد اين خيال باطل و پندار خام را از مغز شيطان بيرون كند كه او حكومت بلامنازعى بر انسانها پيدا خواهد كرد .
سپس صريحترين تهديدهاى خود را متوجه پيروان شيطان كرده مىگويد :
« جهنم ميعادگاه همه آنها است » ( * ( وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ) * ) .
گمان نكنند كه آنها از چنگال مجازات مىتوانند فرار كنند و يا به حساب آنها رسيدگى نمىشود ، حساب همه آنها يك جا و در يك محل رسيدگى خواهد شد .
« همان دوزخى كه هفت در دارد ، و براى هر درى گروهى از پيروان شيطان تقسيم شدهاند » ( * ( لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ ) * ) .
اين در در حقيقت درهاى گناهانى است كه به وسيله آن ، افراد وارد دوزخ مىشوند ، هر گروهى بوسيله ارتكاب گناهى و از درى ، همانگونه كه درهاى بهشت ، طاعات و اعمال صالح و مجاهدتهايى است كه بوسيله آن بهشتيان وارد بهشت مىشوند .
نكتهها :
1 - تكبر و غرور سرچشمه بزرگترين بدبختيها است
مهمترين نكته تربيتى كه از داستان ابليس و آفرينش آدم كه در سورههاى مختلف قرآن آمده استفاده مىشود همان سقوط وحشتناك ابليس از آن مقام