آشكار شدن چهره حق و دارا بودن وسيله ديد و درك .
آيا هرگز نابينا مىتواند قرص خورشيد را ببيند ؟ آيا كران مىتوانند نغمههاى دلنواز جهان را بشنوند ؟ همين گونه كسانى كه چشم حق بين ندارند از ديدن چهره حقيقت محرومند ، و آنها كه گوش حقشنو ندارند از شنيدن آيات حق .
چه چيز مانع مىشود كه انسان قدرت شناخت را از دست دهد ؟
بدون شك در درجه اول پيشداوريهاى غلط ، هوى و هوسهاى نفسانى ، تعصبهاى كوركورانه افراطى ، و گرفتار بودن در چنگال خود خواهى و غرور و خلاصه هر چيزى كه صفاى دل و پاكى روح انسان را بر هم مىزند ، و رنگهاى تيره و تار به آن مىدهد ، همه اينها مانع درك حقيقتند .
جمال يار ندارد حجاب و پرده ولى
غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد !
تا نفس مبرا ز نواهى نشود
دل آينه نور الهى نشود !
در حديث مىخوانيم :
لو لا ان الشياطين يحومون حول قلوب بنى آدم لنظروا الى ملكوت السماوات :
« اگر شياطين در اطراف قلوب فرزندان آدم دور نمىزدند آنها مىتوانستند ملكوت و باطن آسمانها را ببينند » .
به همين دليل نخستين شرط براى رهروان راه حق ، تهذيب نفس و تقوا است ، كه بدون آن انسان در ظلمات وهم ، گرفتار و در بيراههها سرگردان مىشود .
و اگر مىبينيم قرآن مىگويد : هُدىً لِلْمُتَّقِينَ « اين آيات الهى مايه هدايت براى پرهيزكاران است » نيز اشاره به همين واقعيت است .
بسيار ديدهايم كسانى را كه با تعصب و لجاجت و پيشداوريهاى فردى يا گروهى به سراغ آيات قرآن مىروند و بجاى اينكه حقيقت را از قرآن درك كنند آنچه را خود مىخواهند بر قرآن تحميل مىنمايند ، و به تعبير ديگر آنچه