جالب اينكه در روايتى كه در نهج البلاغه از امير مؤمنان على ع نقل شده مىخوانيم :
و سئل عن قوله تعالى « * ( فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) * » فقال هى القناعة :
« از امام پرسيدند منظور از جمله » * ( فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) * « چيست ؟ فرمود :
قناعت است » ( 1 ) .
بدون شك مفهوم اين تفسير محدود ساختن حيات طيبه به قناعت نمىباشد ، بلكه بيان مصداق است ولى مصداقى است بسيار روشن ، چرا كه اگر تمام دنيا را به انسان بدهند ولى روح قناعت را از او بگيرند هميشه در آزار و رنج و نگرانى بسر مىبرد ، و به عكس اگر انسان روح قناعت داشته باشد ، و از حرص و آز و طمع بر كنار گردد ، هميشه آسوده خاطر و خوش است .
همچنين در بعضى از روايات ديگر « حيات طيبه » به معنى « رضا و خشنودى از آنچه خدا داده است » تفسير شده كه آن هم با قناعت قريب الافق است .
ولى هرگز نبايد به اين مفاهيم جنبه تخديرى داد ، بلكه هدف اصلى از بيان رضا و قناعت ، پايان دادن به حرص و آز و طمع و هوا پرستى است كه عامل تجاوزها و استثمارها و جنگها و خونريزىها ، و گاه عامل ذلت و اسارت است .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه كلمات قصار شماره 229 .