بلكه تخلق به آن شرط است يعنى ذكر اين جمله مقدمه تحقق حالتى در نفس و جان انسان گردد ، حالت توجه به خدا ، حالت جدايى از هوى و هوسهاى سركشى كه مانع فهم و درك صحيح انسان است ، حالت بيگانگى از تعصبها و غرورها و خودخواهيها و خودمحورىهايى كه انسان را وادار مىكند كه از همه چيز ، حتى از سخنان خدا به نفع خواستههاى انحرافيش استفاده كند .
و تا چنين حالتى در روح و جان انسان پيدا نشود ، درك حقايق قرآن براى او ممكن نيست ، بلكه به عكس ممكن است قرآن را با توسل به « تفسير به راى » وسيله اى قرار دهد براى توجيه خواستههاى شركآلودش .
آيه بعد در حقيقت دليلى است بر آنچه در آيه قبل گفته شده بود ، مىفرمايد :
« شيطان تسلطى بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مىكنند ندارد » ( * ( إِنَّه لَيْسَ لَه سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ) * ) .
« تنها تسلط او بر كسانى است كه او را دوست مىدارند و به رهبرى و سرپرستى خود انتخابش كردهاند » ( * ( إِنَّما سُلْطانُه عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَه ) * ) .
« و آنها كه او را شريك خدا در اطاعت و بندگى قرار دادهاند » ( * ( وَالَّذِينَ هُمْ بِه مُشْرِكُونَ ) * ) .
فرمان شيطان را بجاى فرمان خدا واجب الاجراء مىدانند !
نكتهها :
1 - موانع شناخت
چهره حقيقت هر قدر آشكار و درخشان باشد تا در برابر ديده بينا قرار نگيرد درك آن ممكن نيست ، و به تعبير ديگر براى شناخت حقايق دو چيز لازم است ،