تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
آن پايان مىگيرد ، و قضاوت نهايى به آن بسته است ، لذا مردم با ايمان و هوشيار هميشه از خدا مىخواهند كه اين صفحات عمرشان نورانى و درخشان باشد ، و يوسف هم در اينجا از خدا همين را مىخواهد ، مىگويد * ( تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ) * : « مرا با ايمان از دنيا ببر و در زمره صالحان قرار ده » . معناى اين سخن ، تقاضاى مرگ از خدا نيست ، آن چنان كه ابن عباس گمان كرده و گفته است : هيچ پيامبرى از خدا تقاضاى مرگ نكرد ، جز يوسف كه به هنگام فراهم آمدن تمام اسباب حكومتش ، عشق و علاقه به پروردگار در جانش شعله ور شد و آرزوى ملاقات پروردگار كرد - بلكه تقاضاى يوسف تنها تقاضاى شرط و حالت بوده است ، يعنى تقاضا كرده است كه به هنگام مرگ داراى ايمان و اسلام باشد ، همانگونه كه ابراهيم و يعقوب نيز اين توصيه را به فرزندانشان كردند و گفتند : فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ : « فرزندان ! بكوشيد كه به هنگام از دنيا رفتن با ايمان و تسليم در برابر فرمان خدا باشيد » ( بقره - 132 ) . بسيارى از مفسران نيز همين معنى را برگزيده‌اند .

6 - آيا مادر يوسف به مصر آمد ؟

از ظاهر آيات فوق به خوبى استفاده مىشود كه مادر يوسف در آن هنگام زنده بود و همراه همسر و فرزندانش به مصر آمد ، و به شكرانه اين نعمت ، سجده كرده ، ولى بعضى از مفسران اصرار دارند ، كه مادرش راحيل از دنيا رفته بود و اين خاله يوسف بود كه به مصر آمد و به جاى مادر محسوب مىشد . ولى در سفر تكوين تورات فصل 35 جمله 18 مىخوانيم كه راحيل پس از آنكه بنيامين متولد شد ، چشم از جهان فرو بست ، و در بعضى از روايات كه از « وهب بن منبه » و « كعب الاحبار » نقل شده ، نيز همين معنى آمده است كه به نظر مىرسد از تورات گرفته شده باشد .