تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
« آوى » چنان كه « راغب » در كتاب مفردات مىگويد در اصل به معنى انضمام چيزى به چيز ديگر است ، و انضمام كردن يوسف ، پدر و مادرش را به خود ، كنايه از در آغوش گرفتن آنها است . سرانجام شيرينترين لحظه زندگى يعقوب ، تحقق يافت و در اين ديدار و وصال كه بعد از سالها فراق ، دست داده ، بود لحظاتى بر يعقوب و يوسف گذشت كه جز خدا هيچكس نمىداند آن دو چه احساساتى در اين لحظات شيرين داشتند ، چه اشكهاى شوق ريختند و چه ناله‌هاى عاشقانه سردادند . سپس يوسف « به همگى گفت در سرزمين مصر قدم بگذاريد كه به خواست خدا همه ، در امنيت كامل خواهيد بود » كه مصر در حكومت يوسف امن و امان شده بود ( * ( وَقالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّه آمِنِينَ ) * ) . و از اين جمله استفاده مىشود كه يوسف به استقبال پدر و مادر تا بيرون دروازه شهر آمده بود ، و شايد از جمله « * ( دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ ) * » كه مربوط به بيرون دروازه است استفاده شود كه دستور داده بود در آنجا خيمه‌ها بر پا كنند و از پدر و مادر و برادران پذيرايى مقدماتى به عمل آورند . هنگامى كه وارد بارگاه يوسف شدند ، « او پدر و مادرش را بر تخت نشاند » ( * ( وَرَفَعَ أَبَوَيْه عَلَى الْعَرْشِ ) * ) . عظمت اين نعمت الهى و عمق اين موهبت و لطف پروردگار ، آن چنان برادران و پدر و مادر را تحت تاثير قرار داد كه « همگى در برابر او به سجده افتادند » ( * ( وَخَرُّوا لَه سُجَّداً ) * ) . در اين هنگام يوسف ، رو به سوى پدر كرد « و عرض كرد پدرجان ! اين همان تاويل خوابى است كه از قبل در آن هنگام كه كودك خردسالى بيش نبودم ديدم » ( * ( وَقالَ يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ ) * ) .