آورد ، لذا بدنبال تقاضاهاى گذشته چنين عرض مىكند :
« پروردگارا ! تو آنچه را كه ما پنهان مىداريم و يا آشكار مىسازيم به خوبى مىدانى » ( * ( رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفِي وَما نُعْلِنُ ) * ) .
« و هيچ چيز در زمين و آسمان بر خدا مخفى نمىماند » ( * ( وَما يَخْفى عَلَى اللَّه مِنْ شَيْءٍ فِي الأَرْضِ وَلا فِي السَّماءِ ) * ) .
اگر من از فراق فرزند و همسرم غمگين هستم تو مىدانى ، و اگر قطرههاى اشكم آشكارا از چشمم سرازير مىشود تو مىبينى .
اگر اندوه فراق قلب مرا احاطه كرده و با شادى از انجام وظيفه و اطاعت فرمان تو آميخته است باز هم مىدانى .
و اگر بهنگام جدايى از همسرم به من مىگويد : الى من تكلنى « مرا به كه مىسپارى » ؟ ! تو از همه اينها آگاهى ، و آينده اين سرزمين و آينده آنها كه سخت به هم گره خورده است همه در پيشگاه علمت روشن است .
سپس به شكر نعمتهاى خداوند كه يكى از مهمترين آنها در حق ابراهيم همان صاحب دو فرزند برومند شدن ، بنام اسماعيل و اسحاق ، آن هم در سن پيرى بود ، اشاره كرده مىگويد : « حمد و سپاس خدايى را كه بهنگام كبر سن ، اسماعيل و اسحاق را به من بخشيد » و دعاى مرا به اجابت رسانيد ( * ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) در اينكه سن ابراهيم بهنگام تولد فرزندش اسماعيل و اسحاق چه اندازه بوده است در ميان مفسران گفتگو است : بعضى گفتهاند ابراهيم 99 ساله بود كه نخستين فرزندش اسماعيل متولد شد ، و 112 ساله بود كه اسحاق ديده به جهان گشود ، و بعضى كمتر از آن نوشتهاند ، و بعضى بيشتر ، قدر مسلم اينست در سنى بوده كه عادتا تولد فرزند از او بسيار بعيد به نظر مىرسيده است .