بدهكار اين حرفها نبود ، هر روز پيشنهاد تازه اى مىكردند و اگر پيامبر تسليم نمىشد ، جار و جنجال به راه مىانداختند .
سپس براى اينكه پاسخ قاطعى به تهديدهاى گوناگون اين بهانه جويان نيز بدهند با اين جمله موضع خود را مشخص مىساختند و مىگفتند : « همه افراد با ايمان بايد تنها بر خدا تكيه كنند » همان خدايى كه قدرتها در برابر قدرتش ناچيز و بىارزش است ( * ( وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * ) .
بعد به استدلال روشنى براى همين مساله توكل ، پرداخته و مىگفتند :
« چرا ما بر » اللَّه « توكل نكنيم ، و در همه مشكلات به او پناه نبريم ؟ چرا ما از قدرتهاى پوشالى و تهديدها بترسيم در حالى كه او ما را هدايت به راههاى سعادتمان كرده » ( * ( وَما لَنا أَلَّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّه وَقَدْ هَدانا سُبُلَنا ) * ) .
جايى كه برترين موهبت ، يعنى موهبت هدايت به راههاى سعادت را به ما عطا فرموده مسلما ما را در زير پوشش حمايت خويش در برابر هر گونه تهاجم و كارشكنى و مشكلى قرار خواهد داد .
و سپس چنين ادامه مىدادند اكنون كه تكيه گاه ما خدا است ، تكيه گاهى شكست ناپذير و ما فوق همه چيز ، « بطور قطع ما در برابر تمام آزار و اذيتهاى شما ايستادگى و شكيبايى خواهيم كرد » ( * ( وَلَنَصْبِرَنَّ عَلى ما آذَيْتُمُونا ) * ) .
و بالآخره گفتار خود را با اين سخن پايان مىدادند كه « همه توكل كنندگان بايد تنها بر اللَّه توكل كنند » ( * ( وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ ) * ) .
چند نكته
[ 1 - توكل مؤمنان و توكل متوكلان : ]
1 - در نخستين آيه مورد بحث مىخوانيم « مؤمنان » بايد بر خدا توكل كنند ، و در آيه دوم مىخوانيم « متوكلان » بايد بر خدا توكل كنند ، گويا