( * ( قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَلكِنَّ اللَّه يَمُنُّ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه ) * ) .
يعنى فراموش نكنيد اگر فرضا به جاى بشر ، فرشته اى انتخاب مىشد ، باز فرشته از خودش چيزى ندارد ، تمام مواهب از جمله موهبت رسالت و رهبرى از سوى خدا است ، آن كس كه مىتواند چنين مقامى را به فرشته اى بدهد مىتواند به انسانى بدهد .
بديهى است بخشيدن اين موهبت از ناحيه خداوند بىحساب نيست و بارها گفتهايم كه مشيت خدا با حكمت او هماهنگ است ، يعنى هر جا مىخوانيم :
« خدا به هر كس بخواهد . . . » مفهومش اين است « هر كس را شايسته بداند » درست است كه مقام رسالت بالآخره موهبت الهى است ، ولى آمادگيهايى در شخص پيامبر نيز حتما وجود دارد .
سپس به پاسخ سؤال سوم مىپردازد بى آنكه از ايراد دوم پاسخ گويد گويى ايراد دوم آنها در زمينه استناد به سنت نياكان آن قدر سست و بىاساس بوده كه هر انسان عاقلى با كمترين تامل جواب آن را مىفهمد ، به علاوه در آيات ديگر قرآن ، پاسخ اين سخن داده شده است .
آرى در پاسخ سؤال سوم چنين مىگويد كه آوردن معجزات ، كار ما نيست كه به صورت يك خارقالعاده گر گوشه اى بنشينيم و هر كس به ميل خودش معجزه اى پيشنهاد كند و مساله خرق عادت تبديل به يك بازيچه بىارزش شود ، بلكه : « ما نمىتوانيم معجزه اى جز به فرمان خدا بياوريم » ( * ( وَما كانَ لَنا أَنْ نَأْتِيَكُمْ بِسُلْطانٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ) * ) .
به علاوه هر پيامبرى حتى بدون تقاضاى مردم به اندازه كافى اعجاز نشان مىدهد تا سند اثبات حقانيت او گردد ، هر چند مطالعه محتويات دعوت و مكتب آنها ، خود به تنهايى بزرگترين اعجاز است ، ولى بهانه جويان غالبا گوششان
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٣