3 - ضعف و ناتوانى انسان در برابر عوامل طبيعى و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلى و خارجى ، او را نگران مىسازد كه من در برابر اينهمه دشمن نيرومند در ميدان جهاد چكنم ؟ و يا در مبارزات ديگر چه مىتوانم انجام دهم ؟
اما هنگامى كه به ياد خدا مىافتد و متكى به قدرت و رحمت او مىشود ، قدرتى كه برترين قدرتها است و هيچ چيز در برابر آن ياراى مقاومت ندارد ، قلبش آرام مىگيرد ، با خود مىگويد آرى من تنها نيستم ، من در سايه خدا ، بىنهايت قدرت دارم ! .
قهرمانيهاى مجاهدان راه خدا در جنگها ، چه در گذشته ، چه در حال ، و سلحشوريهاى اعجابانگيز و خيره كننده آنان ، حتى در آنجايى كه تك و تنها بودهاند ، بيانگر آرامشى است كه در سايه ايمان پيدا مىشود .
هنگامى كه با چشم خود مىبينيم و با گوش مىشنويم كه افسر رشيدى پس از يك نبرد خيره كننده ، بينايى خود را به كلى از دست داده و با تنى مجروح به روى تخت بيمارستان افتاده اما با چنان آرامش خاطر و اطمينان سخن مىگويد كه گويى خراشى بر بدن او هم وارد نشده است ، به اعجاز آرامش در سايه ذكر خدا پى مىبريم ( 1 ) .
4 - گاهى نيز ريشه نگرانيهاى آزار دهنده انسان ، احساس پوچى زندگى و بىهدف بودن آن است ولى آن كسى كه به خدا ايمان دارد ، و مسير تكاملى زندگى را به عنوان يك هدف بزرگ پذيرفته است ، و تمام برنامهها و حوادث زندگى را در همين خط مىبيند ، نه از زندگى احساس پوچى مىكند ، و نه همچون افراد بىهدف و مردد ، سرگردان و مضطرب است .
هامش
( 1 ) اين حادثه كه در جنگهاى اخير ايران و عراق ، جنگى كه از ناحيه دشمنان به كشور ما تحميل شده بود اتفاق افتاد نه تنها در يك مورد ، صدها و هزاران نمونه داشت كه بيانگر رشادتها و مجاهدتهاى مجاهدان بدر و ساير جنگهاى اسلامى بود .