براى خود نوعى از عقل و شعور دارند و از روى همين عقل و شعور ، تسبيح و تقديس خدا مىكنند ، نه تنها با زبان حال و حكايت كردن وجودشان از وجود خدا ، بلكه با زبان قال نيز او را مىستايند .
نه تنها صداى رعد و يا ساير اجزاى جهان ماده ، تسبيح او مىگويند كه « همگى فرشتگان نيز از ترس و خشيت خدا ، به تسبيح او مشغولند » ( * ( وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِه ) * ) ( 1 ) .
آنها از اين مىترسند كه در انجام فرمان پروردگار و مسئوليتهايى كه در نظام هستى بر عهده آنها گذارده شده كوتاهى كنند و گرفتار مجازات الهى شوند ، و مىدانيم هميشه وظيفهها و تكاليف براى آنها كه احساس مسئوليت مىكنند ترس آفرين است ، ترسى سازنده كه شخص را به تلاش و حركت وا مىدارد .
و براى توضيح بيشتر در زمينه رعد و برق اشاره به صاعقهها مىكند و مىفرمايد :
« خداوند صاعقهها را مىفرستد و به هر كس بخواهد بوسيله آن آسيب مىرساند » ( * ( وَيُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ ) * ) .
ولى با اين همه ، و با مشاهده آيات عظمت پروردگار در عالم آفرينش در پهنه زمين و آسمان ، در گياهان و درختان و رعد و برق و مانند آنها ، و با كوچكى و حقارت قدرت انسان در برابر حوادث ، حتى در برابر يك جرقه آسمانى باز هم گروهى از بىخبران در باره خدا به مجادله و ستيز برمىخيزند « ( * ( وَهُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّه ) * ) .
در حالى كه خداوند قدرتى بىانتها ، و مجازاتى دردناك و كيفرى سخت دارد ( * ( وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ ) * ) .
هامش
( 1 ) شيخ طوسى در تفسير تبيان مىفرمايد : تفاوت « خيفه » و « خوف » در اين است كه « خيفة » بيان حالت را مىكند و « خوف » مصدر است ، يعنى اولى به معنى حالت ترس است و دومى به معنى ترسيدن .