بر دارد ، كشته خواهد شد .
ولى تفسير نخست از همه نزديكتر به نظر مىرسد ( 1 ) .
و در پايان آيه مىخوانيم « خداوند به آنچه آنها انجام مىدادند آگاه است » ( * ( وَاللَّه عَلِيمٌ بِما يَعْمَلُونَ ) * ) .
« سر انجام يوسف را به بهاى كمى - چند درهم - فروختند » ( * ( وَشَرَوْه بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ ) * ) .
گرچه در مورد فروشندگان يوسف و اينكه چه كسانى بودند گفتگو است ، بعضى آنها را برادران يوسف دانستهاند ، ولى ظاهر آيات اين است كه كاروانيان اقدام به چنين كارى كردند ، زيرا در آيات قبل سخنى از برادران نيست و با پايان آيه قبل كه گذشت بحث برادران تمام شده است ، و ضميرهاى جمع در جمله « ارسلوا ، » و « اسروه » و « شروه » همه به يك چيز باز مىگردد ، يعنى كاروانيان .
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه چرا آنها يوسف را كه حد اقل غلام پر قيمتى محسوب مىشد به بهاى اندك و به تعبير قرآن بثمن بخس فروختند .
ولى اين معمول است كه هميشه دزدان و يا كسانى كه به سرمايه مهمى بدون زحمت دست مىيابند از ترس اينكه مبادا ديران بفهمند آن را فورا مىفروشند ، و طبيعى است كه با اين فوريت نمىتوانند بهاى گزافى براى خود فراهم سازند .
« بخس » در اصل به معنى اين است كه چيزى را با ستمگرى كم كنند
هامش
( 1 ) بضاعة در اصل از ماده « بضع » ( بر وزن نذر ) به معنى قطعه اى از گوشت است ، كه آن را جدا مىكنند و سپس تعميم يافته و به قطعه مهمى از مال و سرمايه نيز گفته شده است ، « بضعه » به معنى پاره تن و « حسن البضع » به معنى انسان فربه و پر گوشت آمده است ، و « بضع » ( بر وزن حزب ) به معنى عدد سه تا ده آمده است ( مفردات راغب ) .