خواهد داد ، سرمايه شخصيت ، سرمايه آبرو و موقعيت اجتماعى و سرمايه و جدان .
چگونه ممكن است انسان و جدان بيدار و شخصيتى و الا داشته باشد ، و به آبرو و حيثيت اجتماعى خود پايبند باشد و با اين حال از مسئوليتهايى كه پذيرفته است سرباز زند ، و در برابر آن بىتفاوت بماند .
[ سوره يوسف ‹ 12 › : آيات 15 تا 18 ]
فَلَمَّا ذَهَبُوا بِه وَأَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوه فِي غَيابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَيْنا إِلَيْه لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ‹ 15 › وَجاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ ‹ 16 › قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَه الذِّئْبُ وَما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَلَوْ كُنَّا صادِقِينَ ‹ 17 › وَجاؤُ عَلى قَمِيصِه بِدَمٍ كَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللَّه الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ ‹ 18 ›
ترجمه :
15 - هنگامى كه او را با خود بردند ، و تصميم گرفتند وى را در مخفى گاه چاه قرار دهند ما به او وحى فرستاديم كه آنها را در آينده از اين كارشان با خبر خواهى ساخت ، در حالى كه آنها نمىدانند .
16 - شب هنگام در حالى كه گريه مىكردند بسراغ پدر آمدند .
17 - گفتند اى پدر ما رفتيم و مشغول مسابقه شديم و يوسف را نزد اثاث خود گذارديم و گرگ او را خورد ! تو هرگز سخن ما را تصديق نخواهى كرد هر چند راستگو باشيم ! 18 - و پيراهن او را با خونى دروغين ( نزد پدر ) آوردند ، گفت : هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته ! من صبر جميل مىكنم ( و ناسپاسى نخواهم كرد ) و از خداوند در برابر آنچه شما مىگوئيد يارى مىطلبم .