بيا دست از اين كار كه ما را متهم مىسازد بردار ، به علاوه برادر ما ، نوجوان است ، او هم دل دارد ، او هم نياز به استفاده از هواى آزاد خارج شهر و سرگرمى مناسب دارد ، زندانى كردن او در خانه صحيح نيست ، « فردا او را با ما بفرست تا به خارج شهر آيد ، گردش كند از ميوههاى درختان بخورد و بازى و سرگرمى داشته باشد » ( * ( أَرْسِلْه مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ ) * ) ( 1 ) .
و اگر نگران سلامت او هستى « ما همه حافظ و نگاهبان برادرمان خواهيم بود » چرا كه برادر است و با جان برابر ! ( * ( وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ ) * ) .
و به اين ترتيب نقشه جدا ساختن برادر را ماهرانه تنظيم كردند ، و چه بسا سخن را در برابر خود يوسف گفتند ، تا او هم سر به جان پدر كند و از وى اجازه رفتن به صحرا بخواهد .
اين نقشه از يك طرف پدر را در بنبست قرار مىداد كه اگر يوسف را به ما نسپارى دليل بر اين است كه ما را متهم مىكنى ، و از سوى ديگر يوسف را براى استفاده از تفريح و سرگرمى و گردش در خارج شهر تحريك مىكرد .
آرى چنين است نقشههاى آنهايى كه مىخواهند ضربه غافلگيرانه بزنند ، از تمام مسائل روانى و عاطفى براى اينكه خود را حق به جانب نشان دهند استفاده مىكنند ، ولى افراد با ايمان به حكم
المؤمن كيس
« مؤمن هوشيار است » هرگز نبايد فريب اين ظواهر زيبا را بخورند هر چند از طرف برادر مطرح شده باشد ! .
يعقوب در مقابل اظهارات برادران بدون آنكه آنها را متهم به قصد سوء
هامش
( 1 ) « يرتع » از ماده « رتع » ( بر وزن قطع ) در اصل به معنى چريدن و فراوان خوردن حيوانات است ولى گاهى در مورد انسان به معنى تفريح و خورد و خوراك فراوان به كار مىرود .