2 - خانه هايشان را مقابل يكديگر و نزديك به هم بسازند ، زيرا قبله در اصل به معنى « حالت تقابل » مىباشد ، و اطلاق كلمه قبله بر آنچه امروز معروف است در حقيقت معنى ثانوى براى اين كلمه است ( 1 ) .
اين كار كمك مؤثرى به تمركز و اجتماع بنى اسرائيل مىكرد ، و مىتوانستند مسائل اجتماعى را بطور عمومى مورد بررسى قرار دهند ، و به عنوان انجام مراسم مذهبى دور هم جمع شوند و براى آزادى خويش نقشههاى لازم را طرح نمايند .
3 - توجه به عبادت و مخصوصا نماز كه انسان را از بندگى بندگان جدا ، و به خالق همه قدرتها پيوند مىدهد ، قلب و روح او را از آلودگى گناه مىشويد و حس اتكاى به نفس را در آنان زنده مىكند و با تكيه بر قدرت پروردگار ، روح تازه اى به كالبد انسان مىدمد .
4 - به موسى به عنوان يك رهبر دستور مىدهد كه دست در درون زواياى روح بنى اسرائيل بيفكند و زبالههاى ترس و وحشت را كه يادگار ساليان دراز بردگى و ذلت بوده است بيرون بكشد ، و از طريق « بشارت دادن به مؤمنان » به فتح و پيروزى نهايى و لطف و رحمت پروردگار اراده آنها را قوى و شهامت و شجاعت را در آنها پرورش دهد .
جالب اينكه بنى اسرائيل از فرزندان يعقوبند و گروهى از آنها طبعا از فرزندان يوسفند كه او و برادرانش ساليان دراز بر مصر حكومت داشتند و در آبادى و عمران اين سرزمين كوشيدند ، اما بر اثر نافرمانى خدا و بى خبرى و اختلافات داخلى روزگارشان به چنين وضع رقت بارى رسيده بود ، اين جامعه
هامش
( 1 ) البته بعضى از مفسران قبله را در آيه فوق به معنى مقابل نگرفتهاند بلكه به همان معنى قبله نماز گرفتهاند ، جمله و اقيموا الصلاة را گواه بر آن مىدانند ، ولى معنى اول با مفهوم اصلى لغوى كلمه سازگارتر مىباشد به علاوه اراده هر دو معنى از اين كلمه نيز اشكالى ندارد ، چنان كه بارها نظيرش را داشتهايم .