ديگرى است و در برابر آن خاضع است - هر چند عقل و شعور نداشته باشد - نيز گفته شده ، از جمله به جاده اى كه مرتبا از آن رفت و آمد مىكنند « معبد » ( بر وزن مقدم ) گفته شده است .
سپس اضافه مىكند اگر فكر مىكنيد آنها قدرت و شعورى دارند « آنها را بخوانيد ببينيد آيا شما را جواب مىدهند اگر راست مىگوئيد » ( * ( فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * ) .
و اين دومين دليلى است كه براى ابطال منطق آنها بيان شده و آن اينكه سكوت مرگبارشان نشانه بىعرضگى آنها و عدم قدرتشان بر هر چيز است .
در سومين بيان روشن مىسازد كه آنها حتى از بندگان خود پستتر و ناتوانترند : « خوب بنگريد آيا آنها لا اقل همانند شما پاهايى دارند كه با آن راه بروند » ( * ( أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها ) * ) « يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند و كارى انجام دهند » ( * ( أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها ) * ) ( 1 ) .
« يا چشمهايى دارند كه با آن ببينند » ( * ( أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها ) * ) « يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند » ( * ( أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها ) * ) به اين ترتيب آنها به قدرى ضعيفند ، كه حتى براى جابجا شدن نياز به كمك شما دارند و براى دفاع از موجوديت خود ، نيازمند به حمايت هستند ، نه چشم بينا ، نه گوش شنوا و نه هيچ احساس ديگرى در آنها وجود ندارد .
سرانجام در پايان آيه ضمن تعبير ديگرى كه در حكم چهارمين استدلال است مىگويد : « بگو اى پيامبر اين معبودهايى را كه شما شريك خدا قرار داده ايد
هامش
( 1 ) يبطشون از ماده بطش ( بر وزن عرش ) به معنى گرفتن با قدرت و صولت و شدت است .