ايمان و سعادت فرد و جامعه است ، و چون ريشهها و شاخههاى گوناگونى در افكار بشر دارد ، و هر زمان به شكل تازه اى ظهور مىكند و جوامع انسانى را مورد تهديد قرار مىدهد لذا قرآن از هر فرصتى براى قطع اين ريشه خبيث و شاخه هايش استفاده مىكند .
نخست مىگويد : « آنهايى را كه شما جز خدا مىخوانيد و عبادت مىكنيد و از آنان يارى مىطلبيد بندگانى همچون خود شما هستند » ! ( * ( إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه عِبادٌ أَمْثالُكُمْ ) * ) .
بنا بر اين معنى ندارد كه انسان در مقابل چيزى كه مثل خود او است ، به سجده بيفتد و دست نياز به سوى او دراز كند و مقدرات و سرنوشتش را در دست او بداند .
به تعبير ديگر : مفهوم آيه اين است كه اگر دقت كنيد مىبينيد ، آنها هم جسم دارند و اسير زنجير مكان و زمان هستند و محكوم قوانين طبيعتند و هم محدود از نظر عمر و زندگى و تواناييهاى ديگر ، خلاصه هيچ امتيازى بر شما ندارند ، تنها با خيال و وهم و امتيازى براى آنها ساختهايد .
در اينكه چرا در اين آيه به معبودهاى بت پرستان « عباد » كه جمع « عبد » به معنى بنده است اطلاق شده در حالى كه « عبد » را به « موجود زنده » مىگويند ، تفسيرهاى متعددى وجود دارد .
نخست اينكه ممكن است اشاره به معبودهاى انسانى ، همچون مسيح براى مسيحيان ، و فرشتگان براى بتپرستان عرب ، و امثال آن بوده باشد .
ديگر اينكه ممكن است روى توهمى كه آنها پيرامون بتها داشتند با آنها سخن گفته باشد كه اگر فرضا آنها داراى عقل و شعورى هم باشند ، موجودى برتر از شما نخواهند بود .
سوم اينكه « عبد » در لغت گاهى به معنى موجودى كه تحت تسلط و فرمان
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٧