سياق سخنان اهل سنت ، و از شواهد و قراين چنين بر مىآيد كه رساله وى براى انكار سخنان اهل سنت ، تأليف و تدوين يافته است ، زيرا در صفحهء 51 حديثى دربارهء نزول عيسى عليه السلام و كشته شدن دجال بهدست وى و نماز گزاردن وى پشت سر مهدى آمده است و « ابن محمود » بهنقل از « شيخ على قارى » در كتاب الموضوعات الكبيره گفته است كه اين حديث ، « مجعول » است ! در حالى كه شيخ على قارى مدعى نيست كه اين حديث مجعول است ، بلكه در كتاب مذكور آمده است كه اين حديث از پيامبر صلى الله عليه و آله به ثبوت رسيده است كه ما عين سخنان « شيخ على » را خواهيم آورد .
ب ) دعوت به انكار ظهور مهدى در آخرالزمان ، در واقع دعوت به انكار احاديثى است كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده و صحت آنها مسلّم و مسجّل گرديده است . در واقع پيمودن راهى خلاف آن چيزى است كه علماى اهل سنت مانند : بيهقى ، عقيلى ، خطابى ، قاضى عياض ، قرطبى ، ذهبى ، ابن تيميّه ، ابن قيم ، ابن كثير و ديگران ، تاكنون آن را پيمودهاند .
2 . ديدگاه قدماى اهل سنت دربارهء انديشه مهدى
شيخ عبداللَّه بن محمود در صفحهء سوم رساله خود مدعى است :
« اصولًا انديشهء مهدى از اعتقادات قدماى اهل سنت نيست و در قرن اول هجرى اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و پيروانشان از اين انديشه ياد نكردهاند ! » .
در پاسخ مىگوييم :
احاديث فراوانى دربارهء ظهور مهدى در آخرالزمان بهنقل از پيامبر صلى الله عليه و آله ثبت شده و از اصحاب بهدست پيروان بعدى رسيده است . با توجه به تواتر آنها چگونه مىتوان گفت كه اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله و پيروانشان در قرن اول از اين انديشه ياد نكردند ؟ ! . شوكانى در كتاب التوضيح ، احاديث مهدى ، دجال و مسيح عليه السلام را متواتر مىداند .
« صديق حسن خان » در كتاب الاذاعه نيز به اين امر اذعان دارد و مىنويسد :
« احاديث وارده دربارهء مهدى كه امكان وقوف بر آنها ميسر گرديده ، پنجاه حديث