مهدى را مىپذيرد و آن را يكى از معتقدات اصول اسلامى مىداند ، بايد سپاسگزار بود . ولى متأسفانه اصرار ايشان هم بر عدم انطباق احاديث ، با مهدى موعود مورد نظر شيعه ، با انصاف و حق و راه راست سازگار نيست و ما متن سخنرانى ايشان را آورديم تا روشن شود كه چگونه جناب شيخ ، حتى « يزيد بن معاويه » را هم حاضر است كه جزو خلفا و جانشينان دوازدهگانه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله معرفى كند ، تا حديث ، بر مهدى موعودِ شيعه ، انطباق نيابد ؟ !
هر فرد منصف و آگاه به موازين شرعى و آشنا با تاريخ اسلامى ، بهخوبى مىداند كه خلفايى مانند « معاويه » ، « يزيد » و امثال آنها كه خلافت اسلامى را به ملوكيت بنى اميّه تبديل كردند ، هرگز نمىتوانند جانشينان واقعى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بهشمار آيند . از سوى ديگر بايد توضيح داد كه منظور از پايدار بودن دين ، اين است كه حداقل در سرزمين اسلام ، احكام دين خداوند غلبه يابد و پايدار بماند ، همانطور كه در تفسير آيه شريفهء « وَمِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ » نيز آمده و با حديث شريف منقول از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم انطباق دارد كه فرمود : گروهى از امت من تا نزول عيسى و ظهور مهدى ، همچنان بر حق استوار و پايدارند و در راه استوارى آن ، مىرزمند .
حديث امامان و جانشينان دوازدهگانه هم كاملًا بر اين نكته دلالت دارد كه بقاى دين ، ولو در بخشى از سرزمينهاى اسلامى ، از بركت وجود « امام قائم » خواهد بود و گرنه دين بهكلى از بين مىرود . اگر منظور ، استوارى دين در سراسر كره زمين بود ، آنچنان كه شيخ بن باز گمان كرده ، اين حديث بهطور كلى نمىتوانست صحيح باشد ، زيرا دين اسلام تاكنون ، در سراسر جهان برقرار نشده بلكه حتى در اغلب كشورهاى اسلامى ، از جمله محل اقامت شيخ ! هم به مورد اجرا در نيامده است ، هر چند كه حاكميتهاى زر و زور و تزوير در اين كشورها ، ادعاى « اسلام پناهى » و « خادم الحرمينى » دارند ! ، ولى واقعيتهاى موجود در اين جوامع ، بهخوبى نشان مىدهد كه اين حاكميتها ، « حاكم بما انزلاللَّه » نيستند ؛ به همين دليل آيات شريفه درباره كسانى نيست كه احكام الهى را اجرا نمىكنند و خود جناب شيخ ، لابد تفسير آن آيات را مىداند ، ولى نمىتواند بيان كند ! شگفتآورتر آنكه جناب شيخ ، دين را در دوران
مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٣٨