از عيسى است و او پيش از نزول عيسى عليه السلام ظهور مىكند و روايات درباره قيام او بسيار است و به حدّ تواتر معنوى رسيده و در ميان علماى اهل سنت رواج يافته است ، تا اين كه از باورها و معتقدات آنها به شمار آمده است . و با بررسى مجموعه احاديث منقول ، علم قطعى درباره ظهور مهدى بهدست مىآيد . روى همين اصل اعتقاد به ظهور مهدى ، همانطور كه در كتابهاى اعتقادى اهل سنت و جماعت آمده ، يكى از واجبات است . »
من در اينجا بايد اضافه كنم : مسئله « مهدى » همانطور كه در كتابهاى اعتقادى اهل سنت و جماعت آمده ، در كتب عقيدتى پيروان مذهب ابوالحسن الاشعرى نيز ثبت شده است . ما در قسمت پيشين همين بحث ، سخنان « ملاعلى قارى حنفى » را كه يكى از علماى مذهب اشاعره است ، نقل كرديم كه وى آن را در شرح خود بر الفقه الاكبر ذكر كرده است .
9 . بيان پارهاى از آنچه گمان مىرود با احاديث وارده دربارهء مهدى همآهنگى ندارد و پاسخ به آن
1 . هنگام بازگويى سخنان ائمهء اهل سنت گفتيم كه حديث « لا مهدى الّا عيسىبنمريم » با احاديث صحيح وارده درباره « مهدى » ، به علت ضعيف بودنش ، تضادى ندارد ، ولى اگر به گفته بعضى از علما ، معناى آن اين باشد كه هيچ مهدى كامل نيست ، مگر عيسىبنمريم ، امكان جمع ميان اين دو ميسّر نيست ، و اين معنا مهدى بودن غير عيسى عليه السلام را ، كه احاديث بر آن دلالت دارد ، نفى مىكند .
2 . از جمله چيزهايى كه احاديث « مهدى » بر آن دلالت دارد ، قيام وى براى يارى دين خدا و آكنده شدن زمين از عدل و داد در دوران او ، منافاتى با پيدايش رجال و پيروانش و خصومتشان با مسلمانان در آن دوران ، ندارد .
همچنين ادلهاى كه مىگويد : اشرار همراه اغيار به زندگى ادامه مىدهند ، منافاتى با احاديث مهدى در مورد گسترش عدل و داد ندارد ، زيرا آنچه در احاديث مهدى آمده بر كثرت خير و نيرومندى مسلمانان و چيرگى و تفوّق آنان بر ديگران دلالت دارد و