مسلمانان را بدست وى كند ، نجاشى دست بلند كرد ، و محكم بر صورت عمرو كوبيد و گفت : خاموش باش به خدا سوگند اگر بيش از اين سخنى در مذمت اين جمعيت بگويى ترا مجازات خواهم كرد ! اين جمله را گفت و رو به مامورين كرد و صدا زد هداياى آنها را به آنان برگردانيد و آنها را از حبشه بيرون نمائيد ، و به جعفر و يارانش گفت آسوده خاطر در كشور من زندگى كنيد ! اين پيش آمد علاوه بر اثر تبليغى عميقى كه در زمينه شناساندن اسلام به جمعى از مردم حبشه داشت ، سبب شد كه مسلمانان مكه جدا روى اين پايگاه مطمئن حساب كنند ، و مسلمانان تازه وارد را براى آن روز كه قدرت كافى بيابند به آنجا روانه سازند .
سالها گذشت ، پيامبر ص هجرت كرد و كار اسلام بالا گرفت ، و عهدنامه « حديبيه » امضا شد و پيامبر ص متوجه فتح « خيبر » گشت ، در آن روز كه مسلمانان از فرط شادى به خاطر در هم شكستن بزرگترين كانون خطر يهود در پوست نمىگنجيدند ، از دور شاهد حركت دستجمعى عده اى بسوى سپاه اسلام بودند ، چيزى نگذشت كه معلوم شد اين جمعيت همان مهاجران حبشهاند كه به آغوش وطن باز مىگردند در حالى كه قدرتهاى اهريمنى دشمنان در هم شكسته شده و نهال اسلام به قدر كافى ريشه دوانيده است .
پيامبر ص با مشاهده « جعفر » و مهاجران حبشه ، اين جمله تاريخى را فرمود : لا ادرى انا بفتح خيبر اسر ام بقدوم جعفر ؟ ! : « نميدانم از پيروزى خيبر خوشحالتر باشم يا از بازگشت جعفر » ؟
مىگويند علاوه بر مسلمانان ، هشت نفر از شاميان كه در ميان آنها يك راهب مسيحى بود و تمايل شديد به اسلام پيدا كرده بودند ، خدمت پيامبر ص رسيدند و پس از شنيدن آيات سوره يس بگريه افتادند و مسلمان شدند و گفتند چقدر اين آيات به تعليمات راستين مسيح شباهت دارد .
و طبق روايتى كه در تفسير المنار از سعيد بن جبير نقل شده نجاشى سى نفر
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤