* ( اللَّه عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ ) * ) .
به طورى كه از بعضى روايات استفاده مىشود ، جمعى از مؤمنان بر اثر ناراحتى شديد كه از مساله بت پرستى داشتند ، گاهى بتهاى مشركان را به باد ناسزا گرفته و به آنها دشنام مىدادند ، قرآن صريحا از اين موضوع ، نهى كرد و رعايت اصول ادب و عفت و نزاكت در بيان را ، حتى در برابر خرافىترين و بدترين اديان ، لازم مىشمارد .
دليل اين موضوع ، روشن است ، زيرا با دشنام و ناسزا نمىتوان كسى را از مسير غلط باز داشت ، بلكه به عكس ، تعصب شديد آميخته با جهالت كه در اين گونه افراد است ، سبب مىشود كه به اصطلاح روى دنده لجاجت افتاده ، در آئين باطل خود راسختر شوند ، سهل است زبان به بدگويى و توهين نسبت به ساحت قدس پروردگار بگشايند ، زيرا هر گروه و ملتى نسبت به عقائد و اعمال خود ، تعصب دارد همانطور كه قرآن در جمله بعد مىگويد « ما اين چنين براى هر جمعيتى عملشان را زينت داديم » ( * ( كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ) * ) .
و در پايان آيه مىفرمايد : « بازگشت همه آنها به سوى خدا است ، و به آنها خبر مىدهد كه چه اعمالى انجام دادهاند » ( * ( ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ) .
در اينجا به سه نكته بايد توجه كرد :
1 - در آيه فوق ، زينت دادن اعمال نيك و بد هر كس را در نظرش ، به خدا نسبت داده شده ، ممكن است اين موضوع براى بعضى مايه تعجب گردد كه مگر ممكن است خداوند عمل بد كسى را در نظرش زينت دهد ؟ ! پاسخ اين سؤال همان است كه بارها گفتهايم كه اين گونه تعبيرات ، اشاره به خاصيت و اثر عمل است ، يعنى هنگامى كه انسان كارى را به طور مكرر انجام دهد ، كم كم قبح و زشتى آن در نظرش از بين مىرود ، و حتى به صورت جالبى