در آيه دوم همانطور كه گفتيم به سه نعمت از نعمتهاى جوى و آسمانى اشاره شده است . نخست مىگويد : « خداوند شكافنده صبح است » ( * ( فالِقُ الإِصْباحِ ) * ) .
« فلق » ( بر وزن خلق ) در اصل به معنى شكافتن است ، و اينكه صبح را فلق مىگويند نيز به همين مناسبت مىباشد ، « اصباح » و « صبح » هر دو به يك معنى است .
تعبير بالا از تعبيرهاى بسيار زيبايى است كه در اينجا به كار رفته است ، زيرا تاريكى شب به پرده ضخيمى تشبيه شده كه روشنايى سپيده دم آن را چاك زده از هم مىشكافد ، و اين موضوع هم در باره صبح صادق تطبيق مىكند و هم صبح كاذب ، زيرا كاذب به روشنايى كم رنگى گفته مىشود كه در آخر شب به صورت عمودى از مشرق در آسمان پاشيده مىشود و همچون شكافى است كه از طرف شرق به غرب در خيمه تاريك و سياه شب پديد مىآيد ، و صبح صادق كه بعد از آن طلوع مىكند به شكل نوار سفيد و درخشان و زيبايى است كه در آغاز در پهنه افق مشرق آشكار مىشود ، گويى چادر سياه شب را از طرف پائين در امتداد شمال و جنوب شكافته و پيش مىرود و تدريجا بالا آمده و سراسر آسمان را فرا مىگيرد .
قرآن علاوه بر اينكه كرارا روى نعمت نور و ظلمت و شب و روز تكيه كرده ، در اينجا روى مساله طلوع صبح تكيه مىكند كه يكى از نعمتهاى بزرگ پروردگار است زيرا مىدانيم اين پديده آسمانى نتيجه وجود جو زمين ( يعنى قشر ضخيم هوا كه دور تا دور اين كره را پوشانيده ) مىباشد ، اگر اطراف كره زمين همانند كره ماه جوى وجود نداشت نه بين الطلوعين و فلق وجود داشت و نه سپيدى آغاز شب و شفق ، بلكه آفتاب همانند يك ميهمان ناخوانده بدون هيچ مقدمه سر از افق مشرق بر مىداشت و نور خيره كننده خود را در چشمهايى كه به تاريكى شب عادت كرده بود فورا مىپاشيد ، و به هنگام غروب مانند يك مجرم
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 358
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥٨