در آخرين آيه ، برنامه اين پيامبران بزرگ را يك سرمشق عالى هدايت به پيامبر اسلام ص معرفى كرده ، و مىگويد : « اينها كسانى هستند كه مشمول هدايت الهى شدهاند و به هدايت آنها اقتدا كن » ( * ( أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّه فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه ) * ) ( 1 ) .
اين آيه بار ديگر تاكيد مىكند كه اصول دعوت همه پيامبران الهى يكى است ، اگر چه از نظر ويژگيها و خصوصيات ، به تناسب نيازمنديهاى مختلف هر زمان تفاوتهاى قابل ملاحظه اى داشتهاند ، و آئينهاى بعدى كاملتر از آئينهاى قبلى بودهاند كلاسهاى علمى و تربيتى ، تا به آخرين آنها كه برنامه نهايى است ، يعنى اسلام ، رسيده است .
در اينكه منظور از اين هدايت كه بايد سرمشق پيامبر اسلام ص قرار گيرد چيست ؟ بعضى از مفسران احتمال دادهاند كه همان صبر و پايدارى در مقابل مشكلات ، و بعضى گفتهاند مقصود توحيد و تبليغ رسالت است ، ولى ظاهرا هدايت مفهوم وسيعى دارد كه هم توحيد و ساير اصول اعتقادى را شامل مىشود و هم صبر و استقامت ، و هم ساير اصول اخلاق و تعليم و تربيت .
از آنچه گفتيم روشن مىشود كه آيه فوق هيچ منافاتى با اين ندارد كه اسلام ناسخ اديان و شرايع پيشين باشد ، زيرا نسخ تنها شامل قسمتى از احكام مىشود ،
هامش
( 1 ) بايد توجه داشت كه « ه » در « اقتده » ضمير نيست بلكه « هاء سكت » است كه به هنگام وقف بر حرف متحرك به كلام ملحق مىشود ، نظير همزه وصل كه براى عدم ابتداى به ساكن در آغاز كلام مىآورند ، بنا بر اين همانطور كه همزه وصل به هنگام اتصال كلام ساقط مىشود ، هاء سكت نيز بايد ساقط شود اما از آنجا كه اين هاء در رسم الخط قرآنها نوشته شده است ، براى رعايت ظاهر رسم الخط احتياط را در اين دانستهاند كه در اينجا وقف شود تا هاء اظهار گردد ؟