و اجل حتمى نزد او است ( و او از آن آگاه است ) با اينهمه شما ( مشركان در توحيد و يگانگى يا قدرت او ) ترديد مىكنيد .
تفسير :
اين سوره با حمد و ستايش پروردگار آغاز شده است .
نخست از طريق آفرينش عالم كبير ( آسمان و زمين ) و نظامات آنها ، و سپس از طريق آفرينش « عالم صغير يعنى انسان » ، مردم را متوجه اصل توحيد مىسازد و ابتدا مىگويد : « حمد و سپاس براى خدايى است كه آسمانها و زمين را آفريد » ( * ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * ) .
« خداوندى كه مبدء نور و ظلمت و بر خلاف عقيده دوگانه پرستان ، آفريننده همه چيز است » ( * ( وَجَعَلَ الظُّلُماتِ وَالنُّورَ ) * ) .
« اما مشركان و كافران به جاى اينكه از اين نظام واحد درس توحيد بياموزند براى پروردگار خود شريك و شبيه مىسازند » ( * ( ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ) * ) ( 1 ) قابل توجه اينكه عقيده مشركان را با كلمه « ثم » كه در لغت عرب براى « ترتيب با فاصله » است ذكر كرده و اين نشان مىدهد كه در آغاز ، توحيد به عنوان يك اصل فطرى و عقيده عمومى و همگانى بشر بوده است و شرك بعدا به صورت يك انحراف از اين اصل فطرى به وجود آمده .
اما در اينكه چرا درباره آفرينش زمين و آسمان ، كلمه « خلق » به كار رفته ، و در مورد نور و ظلمت كلمه « جعل » مفسران ، سخنان گوناگونى دارند ، ولى آنچه نزديكتر به ذهن مىرسد اين است كه خلقت درباره اصل وجود چيزى است و جعل درباره خواص و آثار و كيفياتى است كه به دنبال آنها وجود پيدا مىكند و از آنجا كه نور و ظلمت جنبه تبعى دارد از آن تعبير به جعل شده است .
هامش
( 1 ) يعدلون از ماده عدل ( بر وزن حفظ ) به معنى مساوى و هموزن است و در اينجا به معنى شريك و شبيه قائل شدن مىباشد .