ولى از شان نزولى كه در كتاب كافى آمده است چنين بر مىآيد كه آنها نخست انكار وجود متاع ديگرى كردند و جريان به خدمت پيامبر ص كشيده شد ، و پيامبر ص چون دليلى بر ضد آن دو نفر وجود نداشت ، آنها را وادار به سوگند كرد ، سپس آنها را تبرئه نمود ، اما چيزى نگذشت كه بعضى از اموال مورد بحث نزد آن دو نفر پيدا شد و به اين وسيله دروغشان اثبات گرديد ، جريان به عرض پيامبر ص رسيد پيامبر ص در انتظار ماند تا آيات فوق نازل شد ، سپس دستور داد ، اولياء ميت سوگند ياد كنند ، و اموال را گرفت و به آنها تحويل داد .
تفسير :
از مهمترين مسائلى كه اسلام روى آن تكيه مىكند ، مساله حفظ حقوق و اموال مردم و به طور كلى اجراى عدالت اجتماعى است ، آيات فوق گوشه اى از دستورات مربوط به اين قسمت است ، نخست براى اينكه حقوق ورثه در اموال ميت از ميان نرود و حق بازماندگان و ايتام و صفار پايمال نشود ، به افراد با ايمان دستور مىدهد و مىگويد : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، هنگامى كه مرگ يكى از شما فرا رسد بايد به هنگام وصيت كردن دو نفر از افراد عادل را به گواهى بطلبيد و اموال خود را به عنوان امانت براى تحويل دادن به ورثه به آنها بسپاريد ( * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حِينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ ) * ) .
منظور از عدل در اينجا همان عدالت به معنى پرهيز از گناه كبيره و مانند آن است ، ولى اين احتمال در معنى آيه نيز هست كه مراد از عدالت ، « امانت در امور مالى » و عدم خيانت باشد ، مگر اينكه با دلائل ديگر ثابت شود كه شرائط بيشترى در چنين شاهدى لازم است .
و منظور از « منكم » يعنى از شما مسلمانان ، در مقابل افراد غير مسلمان