نمايند ( 1 ) .
و در پايان آيه ، بار ديگر تاكيد مىكند : « كسانى كه بر طبق حكم خدا داورى نكنند فاسقند » .
( * ( وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّه فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ) * ) .
قابل توجه اينكه در آيات اخير ، در يك مورد به چنين افراد اطلاق « كافر » و در مورد ديگر « ظالم » و در اينجا « فاسق » ، شده است ، ممكن است اين تفاوت تعبير به خاطر آن باشد كه هر حكم داراى سه جنبه است ، از يك سو به قانونگذار ( خداوند ) منتهى مىشود ، از سوى ديگر به مجريان قانون ( شخص حاكم و قاضى ) و از سوى سوم به كسى كه اين حكم در حق او اجرا ميگردد ( شخص محكوم ) .
گويا هر يك از تعبيرات سه گانه فوق ، اشاره به يكى از اين سه جنبه است ، زيرا كسى كه بر خلاف حكم خداوند داورى مىكند ، از يك طرف ، قانون الهى را زير پا گذاشته و « كفر » ورزيده و از طرف ديگر به انسان بىگناهى ، ستم و ظلم كرده ، و از طرف سوم از مرز وظيفه و مسئوليت خود خارج شده و فاسق گرديده است ( زيرا همانطور كه در سابق گفتيم « فسق » به معنى بيرون رفتن از مرز بندگى و وظيفه است ) .
هامش
( 1 ) در حقيقت همانطور كه بسيارى از مفسران گفتهاند در اينجا جمله « قلنا » در تقدير است و مفهوم آيه چنين مىشود و قلنا ليحكم اهل الانجيل . . .