او به كتب مسيحيت بوده است و گر نه منابع موجود مسيحيت با صراحت ، مساله « وحدت در تثليث » را بيان داشته است ولى شايد اين گونه كتابها در آن زمان به دست امثال فخر رازى نرسيده بوده است .
سپس براى ابطال عقيده الوهيت مسيح ع قرآن چنين ميگويد : « اگر خدا بخواهد مسيح و مادرش مريم و تمام كسانى را كه در زمين زندگى ميكنند هلاك كند چه كسى ميتواند جلو آن را بگيرد » .
( * ( قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّه شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّه وَمَنْ فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ) * ) .
اشاره به اينكه مسيح ع مانند مادرش مريم و مانند همه افراد بشر انسانى بيش نبود و بنا بر اين از نظر مخلوق بودن در رديف ساير مخلوقات است و به همين دليل فنا و نيستى در ذات او راه دارد و چنين چيزى كه نيستى براى او تصور مىشود چگونه ممكن است خداوند ازلى و ابدى باشد ؟ ! .
و يا به تعبير ديگر اگر مسيح ع خدا باشد آفريدگار جهان نميتواند او را هلاك كند و به اين ترتيب قدرتش محدود خواهد بود و چنين كسى نميتواند خدا باشد زيرا قدرت خدا مانند ذاتش نامحدود است ( دقت كنيد ) .
تكرار كلمه مسيح ابن مريم در اين آيه شايد براى اشاره به اين حقيقت است كه خود شما معترفيد كه مسيح ع فرزند مريم بود و از مادرى متولد شد ، روزى جنين بود و روزى ديگرى طفل نوزاد و تدريجا پرورش يافت و بزرگ شد ، آيا خدا ممكن است در محيط كوچكى همچون رحم مادر جاى گيرد و اينهمه تغييرات و تحولات پيدا كند و نياز بمادر در دوران جنينى و در دوران شيرخوارگى داشته باشد ؟ ! .
قابل توجه اينكه آيه فوق غير از ذكر عيسى ع نام مادر او را هم بالخصوص با كلمه « و امه » ميبرد و به اين ترتيب مادر مسيح ع را از ميان ساير مردم روى زمين مشخص مىكند ، ممكن است اين تعبير بخاطر آن باشد كه مسيحيان
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٦