اما به چند شرط :
1 - به شرط اينكه نماز را برپا داريد ( * ( لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ ) * ) .
2 - و زكات خود را بپردازيد ( * ( وَآتَيْتُمُ الزَّكاةَ ) * ) .
3 - به پيامبران من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد ( * ( وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ ) * ) ( 1 ) .
4 - علاوه بر اين ، از انفاقهاى مستحبّ كه يك نوع قرض الحسنه با خدا است خوددارى ننمائيد ( * ( وَأَقْرَضْتُمُ اللَّه قَرْضاً حَسَناً ) * ) .
اگر به اين پيمان عمل كنيد ، من سيئات و گناهان گذشته شما را مىبخشم ( * ( لأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ ) * ) .
و شما را در باغهاى بهشت كه از زير درختان آن نهرها جارى است داخل ميكنم .
( * ( وَلأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * ) .
ولى آنها كه راه كفر و انكار و عصيان را پيش گيرند مسلما از طريق مستقيم گمراه شدهاند .
( * ( فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) * ) .
در باره اينكه چرا انفاق در قرآن مجيد به عنوان قرض دادن به خدا ناميده شده توضيح لازم را در تفسير نمونه در جلد 2 صفحه 160 دادهايم .
در اينجا سؤالى باقى مىماند كه چرا مساله « نماز و زكات » بر ايمان بموسى ع مقدم داشته شده است با اينكه ايمان به او قبل از عمل بوده است
هامش
( 1 ) عزرتموهم از ماده « تعزير » بمعنى منع كردن و يارى نمودن است ، اگر به پاره اى از مجازاتهاى اسلامى تعزير گفته مىشود به خاطر آن است كه بوسيله آن در حقيقت كمكى به گناهكاران شده و از گناه باز داشته شدهاند و اين نشان مىدهد كه مجازاتهاى اسلامى جنبه انتقامى ندارد بلكه جنبه تربيتى دارد و لذا نام آن هم « تعزير » گذاشته شده است .