بايد توجه داشت كه در آيه دو چيز عنوان شده يكى سوء و ديگرى ظلم به نفس ، و با توجه به قرينه مقابله و همچنين ريشه لغوى « سوء » كه به معنى زيان رسانيدن به ديگرى است ، چنين استفاده مىشود كه هر نوع گناه اعم از اينكه انسان به ديگرى زيان برساند يا به خود ، به هنگام توبه حقيقى و جبران ، قابل آمرزش است .
ضمنا از تعبير به يَجِدِ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً :
« خدا را آمرزنده و مهربان مىيابد » استفاده مىشود كه توبه حقيقى آن چنان اثر دارد كه انسان در درون جان خود نتيجه آن را مىيابد ، از يك سو اثر ناراحت كننده گناه با توجه به غفور بودن خداوند از بين مىرود ، و از طرف ديگر دورى خود را از رحمت و الطاف خداوند كه نتيجه معصيت بود ، به مقتضاى رحيميت او ، مبدل به نزديكى احساس مىكند .
2 - آيه دوم توضيح همان حقيقتى است كه اجمال آن در آيات قبل گذشت و آن اينكه : « هر گناهى كه انسان مرتكب مىشود بالمال و در نتيجه به خود ضرر زده و به زيان خود گام برداشته است » .
( وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْماً فَإِنَّما يَكْسِبُه عَلى نَفْسِه ) .
و در پايان آيه مىفرمايد : « خداوند عالم است و از اعمال بندگان با خبر ، و هم حكيم است و هر كس را طبق استحقاق خود مجازات مىكند » .
( وَكانَ اللَّه عَلِيماً حَكِيماً ) .
و به اين ترتيب گناهان اگر چه در ظاهر مختلفند ، گاهى زيان آن به ديگرى مىرسد و گاهى زيان آن به خويشتن است ، اما پس از تحليل نهايى همه به خود انسان باز مىگردد و آثار سوء گناه قبل از همه در روح و جان خود شخص ظاهر مىشود ( 1 ) .
3 - و در آخرين آيه اشاره به اهميت گناه تهمت زدن نسبت به افراد
هامش
( 1 )شعله اول نصيب دامن « آتشزنه » است
اين سزاى آنكه بوسد آستان ظلم را