مصر را تسخير كرد و دامنه فتوحاتش را از اقيانوس اطلس تا كرانه درياى خزر و تا رود سيحون بسط داد . » ( 1 )
« توماس كارل » مىگويد : « خداوند عرب را بوسيله اسلام از تاريكيها بسوى روشنائيها هدايت فرمود ، از ملت خموش و راكدى كه نه صدايى از آن مىآمد و نه حركتى محسوس بود ، ملتى بوجود آورد كه از گمنامى بسوى شهرت ، از سستى بسوى بيدارى ، از پستى بسوى فراز ، و از عجز و ناتوانى بسوى نيرومندى سوق داده شده ، نورشان از چهار سوى جهان مىتابيد . از اعلان اسلام يك قرن بيشتر نگذشته بود كه مسلمانان يك پا در هندوستان و پاى ديگرى در اندلس نهادند و بالآخره در همين مدت كوتاه اسلام بر نصف دنيا نورافشانى ميكرد . » ( 2 )
« دكتر گوستاولوبون » به اين حقيقت اين چنين اعتراف كرده است :
« . . تا زمان اين حادثه حيرتانگيز يعنى » اسلام « كه دفعتا نژاد عرب را به لباس جهانگيرى و خلاق معانى بما نشان داد ، هيچيك از قسمتهاى عربستان نه جزء تاريخ تمدن شمرده مىشد و نه از حيث علم يا مذهب نشانى از آن بود . » ( 3 )
« نهرو » دانشمند و سياستمدار فقيد هندى در اين باره مىنويسد : « . . سرگذشت عرب و داستان اينكه چگونه بسرعت در آسيا و اروپا و افريقا توسعه يافتند و فرهنگ و تمدن عالى و بزرگى را بوجود آوردند يكى از شگفتيهاى تاريخ بشرى مىباشد ، نيرو و فكر تازه اى كه عربها را بيدار ساخت و ايشان را از اعتماد بنفس و قدرت سرشار ساخت » اسلام « بود . . . » ( 4 )
هامش
( 1 ) - عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن : جان ديون پورت ترجمه سيد غلامرضا سعيدى صفحه 77 .
( 2 ) - نقشههاى استعمار : محمد محمود صواف : ص 38 .
( 3 ) - تاريخ تمدن اسلام و عرب : گوستاولوبون .
( 4 ) - نگاهى بتاريخ جهان جلد 1 ص 317 .