اسرائيل نقل شده است ) . ( 1 )
ولى بعضى از مفسران گفتهاند كه دعوت حضرت مسيح ع جهانى بوده نه منحصر به بنى اسرائيل ، هر چند بنى اسرائيل در صف اول كسانى كه او ماموريت هدايت آنها را داشت ، قرار گرفته بودند ، مرحوم علامه مجلسى در بحار الانوار ، اخبارى در تفسير اولوا العزم نقل مىكند كه مفهوم آنها جهانى بودن دعوت اين پيامبران است ( 2 ) .
سپس مىافزايد : او مامور بود به آنها بگويد : « من نشانه اى از سوى پروردگارتان براى شما آوردهام » ( * ( أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ) * ) . ( 3 )
نه يك نشانه بلكه نشانههاى متعدد ( بنا بر اين تنوين در اينجا براى بيان عظمت اين نشانه است نه بيان وحدت ) .
« من از گل چيزى به شكل پرنده مىسازم ، سپس در آن مىدمم و به فرمان خدا پرنده اى مىگردد » ( * ( أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيه فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَّه ) * ) .
از آنجا كه دعوت انبياء در حقيقت به سوى حيات و زندگى حقيقى است در آيه فوق هنگام شرح معجزات حضرت مسيح ع نخست اشاره به ايجاد حيات و زندگى در موجودات بى جان به فرمان خدا مىكند .
مساله ايجاد حيات در موجودات جهان ، هر گاه به صورت تدريجى باشد چيز عجيبى نيست ، زيرا مىدانيم همه موجودات زنده كنونى از همين آب و خاك به وجود آمدهاند ، معجزه آن است كه خداوند همان عوامل را كه طى هزاران يا ميليونها سال رخ داده يك جا جمع كند و به سرعت ، مجسمه كوچكى به شكل
هامش
( 1 ) نور الثقلين ، جلد 1 صفحه 343 .
( 2 ) بحار الانوار ، جلد 11 صفحه 32 .
( 3 ) در اينجا نيز جمله اى محذوف است و در تقدير چنين مىباشد « كلمهم بانى » .